محرم-مشهد سال 48

 

شوش-سال 1351

 

 

مظفرالدین شاه

 

رفسنجانی درجبهه

 

استقلال

 

اولین گواهینامه در ایران

 

عکس هوایی شوش 1326

 

صادرات قدیم ایران

 

 سیداحمد خمینی

 

 

  محمد باقر صدر

 

  

سرانجام شاه مخلوع

 

 

انقلاب 57

 

 

 

شهید صدر و خواهرش بنت الهدی

 

 

 



تاريخ : دوشنبه بیست و هشتم شهریور 1390 | 9:22 | نویسنده : سید حسن نجات (موسوی) |

۱- متره و برآورد 

2- تنظیم صورت وضعیت کارفرما و پیمانکاران جزء

۳- قرارداد پیمانکاران جزء  

4- مکاتبات فنی (T.Q)

5- تهیه صورتجلسات کارگاهی کارهای اضافه تخریب و دوباره کاری و یا کارهایی که پوشیده می شوند و امکان کنترل آنها میسر نمی باشد

6- کنترل و باز بینی نقشه های اجرایی تایید شده ممهور به مهر مشاور و دستگاه نظارت و لیستوفرها و سایر اسناد

7- بررسی و مطالعه اسناد و مکاتبات نظارت یا کارفرما (site instruction).

8- درخواست خرید متریال مورد نیاز

9- تهیه نقشه های کارگاهی

10 – تهیه نقشه های as built

11 – claim



تاريخ : دوشنبه بیست و هشتم شهریور 1390 | 8:13 | نویسنده : سید حسن نجات (موسوی) |

مذهب تشيع در چه تاريخي بوجود آمد؟
در مورد آغاز تشيع اظهارنظرهاي متفاوتي شده و به طور كلي مي‎توان اين نظرات را به دو دسته كلي تقسيم كرد:
ابتداء نويسندگان و محققاني كه قائل‎اند كه تشيع بعد از رحلت پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ ايجاد شده است و اينان نيز به چند دسته تقسيم مي‎شوند:
نخست آن عده كه قائل‎اند تشيع در روز سقيفه پديد آمده، همان روزي كه جمعي از بزرگان صحابه به صراحت گفتند: علي ـ عليه السّلام ـ اولي به امامت و خلافت است.[1]
دسته دوم، پيدايش شيعه را مربوط به اواخر خلافت عثمان مي‎دانند و انتشار آراء عبدالله بن سباء را در اين زمان، به شروع تشيع ربط مي‎دهند.[2]
گروه سومي نيز معقدند كه شيعه در روز فتنة الدار (يعني روز قتل خليفه سوم) به وجود آمده است. بعد از اين پيروان علي ـ عليه السّلام ـ كه همان شيعيان بودند، در مقابل خونخواهان عثمان و به اصطلاح عثمانيان قرار گرفتند؛ چنان‎كه ابن نديم مي‎نويسد: وقتي كه طلحه و زبير با علي ـ رضي الله عنه ـ مخالفت كردند و جز به خونخواهي عثمان به چيز ديگري قانع نشدند و علي نيز خواست با آن‎ها بجنگد، تا سر به فرمان حق نهند، آن روز كساني را كه از او پيروي كردند، به نام شيعه خواندند و او خود نيز به آن‎ها مي‎گفت: شيعيان من.[3] ابن عبد ربه اندلسي مي‎گويد: «شيعيان كساني هستند كه علي را بر عثمان تفضيل دادند».[4]
دسته چهارم، معتقدند كه تشيع بعد از حكميت تا شهادت علي ـ عليه السّلام ـ به وجود آمده است.[5]
دسته پنجمي نيز آغاز تشيع را به واقعه كربلا و شهادت امام حسين ـ عليه السّلام ـ ربط مي‎دهند.[6]
در مقابل اين‎ها محقّقاني قرار دارند كه معتقدند: تشيع ريشه در عصر رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ دارد. از ميان دانشمندان شيعه، مرحوم كاشف الغطا،[7] شيخ محمدحسين مظفر،[8] حسين زين عاملي[9] و از ميان علماي اهل سنت «محمد كردعلي» است كه مي‎گويد: عده‎اي از صحابه در عصر پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ معروف به شيعه علي بودند.[10]
با توجه به نظراتي مذكور مي‎توان گفت: ايام سقيفه، اواخر خلافت عثمان، جنگ جمل، حكميت و واقعه كربلا مقاطعي هستند كه حوادثي در آن‎ها واقع شده كه بر تاريخ تشيع تأثير گذاشته‎اند؛ علاوه بر اين‎كه وجود شخصي چون عبدالله بن سباء مورد ترديد است. امّا اين‎كه تشيع در اين مقاطع ايجاد شده باشد صحيح به نظر نمي‎رسد؛ زيرا اگر احاديث نبوي را مورد بررسي قرار دهيم خواهيم ديد كه نام شيعه پيش از همه، توسط رسول خدا، محمد مصطفي ـ صلّي الله عليه و آله ـ ، در احاديث متعددي بر دوستداران علي ـ عليه السّلام ـ اطلاق شده است كه به تعدادي از آن‎ها اشاره مي‎كنيم كه همه در منابع اهل سنت نقل شده است.
مسعودي نوشته است: عباس بن عبدالمطلب مي‎گويد: «روزي نزد رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ بوديم، ناگهان علي بن ابي طالب وارد شد، همين كه چشم پيامبر به علي افتاد، چهره‎اش شكفته شد. عرض كردم: يا رسول‎الله شما به خاطر ديدن اين پسر چهره‎تان باز شد!‌ فرمود: عمو!‌ بخدا سوگند كه خداوند بيش از من او را دوست دارد؛ هيچ پيامبري نيست مگر اين‎كه اولادش از صلب خود اوست، امّا اولاد من پس از من از نسل علي هستند؛ وقتي كه روز قيامت شود مردم را به نام خود و نام مادرشان بخوانند ـ به خاطر اين‎كه خداوند پرده‎پوشي كند ـ جز علي و شيعيانش كه آنان را به نام خود و نام پدرانشان صدا زنند».[11]
پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ به علي ـ عليه السّلام ـ فرمود: «خدا گناهان شيعيان و دوستداران شيعيان تو را بخشيده است».[12]
باز پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ فرمود: «تو و شيعيانت در حوض كوثر بر من وارد مي‎شويد از آن سيراب شده و صورتتان مفيد است و دشمنان تو تشنه و در غل و زنجير بر من وارد مي‎شوند.
پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ در ضمن حديث طولاني درباره فضائل علي ـ عليه السّلام ـ به دخترش فاطمه ـ سلام الله عليها ـ مي‎فرمايد: «يا فاطمه!‌ علي و شيعيان او رستگاران فردا هستند».[13]
هم‎چنين رسول اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ فرمود: «يا علي!‌ خدا گناهان تو، خاندانت و شيعيان و دوستداران شيعيانت را بخشيده است...».[14]
باز رسول اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ فرمود: «يا علي! آن‎گاه كه روز قيامت شود من به خدا تمسّك مي‎كنم و تو به دامن من چنگ مي‎‎زني و فرزندانت دامن تو را مي‎گيرند و حتّي رواياتي از رسول اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ در خصوص بعضي از شيعيان وارد شده و جالب اين‎كه از زبان مخالفان شيعه نقل گشته است!‌ مثل روايتي كه عايشه درباره حجر بن عدي نقل كرده است آن‎گاه كه معاويه بعد از قتل حجر و يارانش، حج گزارد و به مدينه آمد، عايشه به او گفت: «معاويه! هنگامي كه حجر و يارانش را مي‎كشتي حلمت كجا رفته بود؛ آگاه باش از رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ شنيدم كه فرمود: جماعتي در محلي به نام «مرج عذراء كشته مي‎شوند كه اهل آسمان‎ها به خاطر قتل آنان خشمگين مي‎گردند.»[15]
چون اين احاديث قابل انكار نيستند و محدثان بزرگ اهل سنّت نقل كرده‎اند، بعضي از نويسندگان اهل سنّت دست به تأويل ناروائي از آن ها زده‎اند؛ ابن ابي الحديد مي‎گويد: «منظور از شيعه كه در روايات متعدد، وعده بهشت به آنان داده شده است كساني هستند كه قائل به افضليت و برتري علي ـ عليه السّلام ـ بر تمام خلق هستند، بدين لحاظ عالمان معتزلي ما در تصانيف و كتاب‎هايشان نوشته‎اند: در حقيقت ما شيعه هستيم و اين حرف اقرب به سلامت و اشبه به حق است».[16] ابن حجر هيثمي نيز در كتاب «الصواعق المحرقه في الرد علي اهل البدع و الزندقه» ـ كه كتابي در رد اعتقادات و مباني شيعه است ـ هنگام نقل اين احاديث گفته: «منظور از شيعه، در اين احاديث شيعيان نيستند. بلكه منظور خاندان و دوستداران علي هستند كه مبتلا به بدعت سبّ اصحاب نشوند».[17]
مرحوم مظفر هم در جواب او مي‎گويد: «عجيب است كه ابن حجر گمان كرده، مراد از شيعه در اين‎جا اهل سنّت هستند! و من نمي‎دانم اين به جهت مترادف بودن دو لفظ شيعه و سنّي است؟ يا به جهت اين‎كه اين دو فرقه يكي هستند؟ و يا اهل سنت بيشتر از شيعيان از خاندان پيامبر پيروي كرده و آنان را دوست مي‎دارند؟»[18]
مرحوم كاشف الغطاء نيز مي‎گويد: با نسبت دادن لفظ شيعه به علي ـ عليه السّلام ـ مي‎توان مراد را فهميد زيرا غير از اين صنف، شيعه ديگران هستند؟[19]
ظهور معناي شيعه در احاديث و سخنان پيامبر آشكار و روشن است لذا ظهور شيعه به عصر پيامبر بر مي گردد و اين كه برخي خواسته اند اين معنا را تحريف كنند به خاطر اين بوده است كه از حقيقت فرار كنند، اينان در واقع خود را فريب داده اند به خصوص با توجه به اين‎كه مصداق شيعه در همان عصر پيامبر مشخص بوده است و عده‎اي از اصحاب پيامبر در اين زمان مشهور به «شيعه علي» بودند.[20]
پس طبق احاديث موجود، نام شيعه پيش از همه، توسط رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ بر دوستداران علي ـ عليه السّلام ـ اطلاق شده است و حوادث ديگري مانند سقيفه، جنگ جمل، حكميت و واقعه كربلا، بر تاريخ تشيع تأثير گذاشتند.
قدمت تشيع باندازه قدمت اسلام است.

گرچه مطالب فوق الذکر کامل به نظر می رسد ولی مستندتر و خلاصه تر نوشتن، دو مطلب خالی از لطف نیست
دو ادعاي با دليل (فقط از منابع اهل سنت):
اول: همانطور که وصايت و جانشيني حضرت علي عليه السلام با نبوت پيامبر آغاز شد.
دوم: پيروي از ايشان نيز قدمتي به قدمت تاريخ نبوت دارد.
دليل ادعای اول:
پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم در جلسه تبليغ خويشاوندانشان چنين فرمودند:
يا بني عبد المطلب ! إني قد جئتكم بخير الدنيا والآخرة وقد أمرني الله أن أدعوكم إليه فأيكم يؤازرني على هذا الامر على أن يكون أخي ووصيي وخليفتي فيكم ؟ قال : فأحجم القوم عنها جميعا وقلت : يا نبي الله ! أكون وزيرك عليه ؟ فأخذ برقبتي ثم قال : هذا أخي ووصيي وخليفتي فيكم ، فاسمعوا له وأطيعوا، تاريخ طبري ج 2 ص 63، کنزالعمال ج 13 ص 114 ح 36371، طبقات ابن سعد ج 1 ص 187، درالمنثور ج 5 ص 97، تفسير ابن کثير ج 3 ص 364، تفسير بغوي ج 3 ص 400، شواهد التنزيل ج 1 ص 488 و...
اي فرزندان عبدالمطلب، من خير دنيا و آخرت را براي شما آورده ام، خداوند به من دستور داده است که هرکدام از شما مرا تصديق کرديد برادر و وصي و جانشين من باشد، تا اينکه ازميانش پراکنده شدند و من گفتم، يا نبي الله من وزير تو باشم؟ سپس دست بر شانه ام گذاشت و فرمود: اين برادر و وصي و جانشينم مي باشد.
دليل مطلب دوم:
پيامبر گرامي اسلام صلي الله عليه و آله و سلم بارها و بارها شيعيان علي عليه السلام را تمجيد مي کردند، مثلا روايات زيادي عاقبت به خيري آنان را بيان کرده است مانند نوراني و سيراب بودن شيعيان نزد ايشان بر حوض کوثر:
أنت وشيعتك تردون على الحوض رواة مرويين بيضة وجوهكم، معجم کبير طبراني ج 1 ص 319، مجمع الزوائد ج 9 ص 131 و...
تو و شيعيانت حوض کوثر بر من وارد ميشويد در حالي که سيراب گشته و صورتانتان نوراني است.
البته روايات فراوان ديگري در همين زمينه هست با سرچ عبارت انت و شيعتک به موارد متنوع و متعددي خواهيد رسيد.
اين روايات بيانگر تأييد پيروان علی عليه السلام در عهد رسالت است.

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. شيعه در تاريخ، محمد حسين مظفر، ترجمه سيد محمد باقر حجتي.
-------------------------------------
[1]. يعقوبي گفته: تعدادي از بزرگان صحابه از بيعت با ابوبكر امتناع كردند و گفتند: علي ـ عليه السّلام ـ اولي به خلافت است. (تاريخ يعقوبي، منشورات الشريف الرضا، قم 1414 هـ ق، ج 2، ص 124.)
[2]. مختار الليثي، الدكتورة سميرة، جهاد الشيعه، بيروت، دار جبل، 1396 هـ ق، ص 25.
[3] . زين عاملي، محمد حسين، شيعه در تاريخ، ترجمه محمدرضا عطايي، انتشارات آستان قدس، چاپ دوم، 1375 هـ ش، ص 33 و 34 به نقل از الفهرست ابن نديم، ص 249.
[4] . ابن عبد ربه اندلسي احمد بن محمد، العقد الفريد، بيروت، داراحياء التراث العربي، 1409 هـ، ج 2، ص 230.
[5] . البغدادي، ابومنصور عبدالقادر بن طاهر بن محمد، الفرق بين الفرق، قاهره، 1367 هـ ، ص 134.
[6] . مختار الليثي، الدكتور سميره، همان كتاب، ص 35، به نقل از برنارد لويس: اصول الاسماعيليه، ص 86.
[7] . دفاع از حقانيت شيعه، ترجمه غلامحسين محرّمي، مؤمنين، چاپ اول، 1378، ص 48.
[8] . تاريخ منشورات مكتبة بصيرتي، بي‎تا، ص 4.
[9] . شيعه در تاريخ، ترجمه محمدرضا عطائي، انتشارات آستان قدس رضوي، ص 34.
[10] . مظفر، محمدحسين، تاريخ شيعه، مكتبة بصيرتي، بي‎تا، ص 9، به نقل از خطط الشام، ج 5، ص 251 ـ 256.
[11] . زين عاملي، محمد حسين، همان مأخذ، ص 42، به نقل از مروج الذهب، ج 2، ص 51.
[12] . ابن حجر الهيثمي المكي: الصواعق المحرقه، مكتبة قاهره، چاپ دوم، 1385، ص 232.
[13] . اخطب خوارزم: المناقب للخوارزمي، منشورات المكتبة الحيدرية، نجف، 1385 هـ، ص 206.
[14] . همان مأخذ، ص 209.
[15] . ابن واضح، تاريخ يعقوبي، منشورات الشريف الرضي، 1414 هـ ، ج 2، ص 231.
[16] . ابن ابي الحديد، شرح نهچ البلاغه، بيروت، داراحياء التراث العربي، ج 20، ص 226.
[17] . هيثمي، مكي، ابن حجر: الصواعق المحرقه، مكتبة قاهره، 1385 هـ ، ص 232.
[18] . مظفر، محمدحسين، تاريخ الشيعه، منشورات مكتبة بصيرتي، بيتا، ص 5.
[19] . دفاع از حقانيت از شيعه، ترجمه غلامحسن محرّمي، مومنين، چاپ اول، 1378، ص 48 و 49.
[20] . سعد بن عبدالله اشعري اين باره مي‎گويد: نخستين فرقه، شيعه است.



تاريخ : سه شنبه بیست و دوم شهریور 1390 | 15:20 | نویسنده : سید حسن نجات (موسوی) |
وهم من ذرية الإمام موسى الكاظم(ع) وقد توزعت مساكنهم في محافظات متعددة في العراق و ایران  ومنهم:

السادة آل دنانه / آلبودنین

السادة العوادة.
السادة البو ناصر
السادة الهواشم
السادة آل بحر العلوم
السادة الخرسان
السادة آل السيد نور
السادة آل مؤمن
السادة آل فخار
السادة آل الحيدري
السادة آل أبو طبيخ
السادة آل المحنة
السادة النعيم
السادة آل الصافي
السادة الرفاعية
السادة آل الحمامي
السادة الزوامل
السادة المشعشعين
السادة الحيادرة
السادة آل البكاء
السادة آل الطويل البغدادي
السادة البخات
السادة المگاصيص
السادة العيثاويين
السادة الحديديون
السادة آل فواز
السادة آل الشوكة
السدة البكارة
السادة آل الدنين
السادة آل السيد سلمان
السادة اللعيبي
السادة آل الواعظ
السادة آل الشرع
السادة القزويني
السادة الصميدع
السادة النواجي
السادة آل نفاخ
السادة آل البطاط
السادة الموازن
السادة آل مصارين
السادة المشايخيون
السادة آل سيد أحمد
السادة ألبو هلال
السادة الغوالب
السادة آل المشاط
السادة آل الجزائري
السادة آل المقرم
السادة آل الحلو
السادة ألبو بدران
السادة البو مسافر
السادة البو احمد
السادة بيت الواعظ
السادة بيت الخلخالي
السادة بيت الوهاب
السادة آل الفتال
السادة بيت علو
السادة آل هرموش
السادة بيت الصابوني
السادة آل الجلوخان
السادة آل شرف الدين
السادة ألبو خيكة
السادة بيت الأشيقر
السادة آل عوج
السادة آل ضياء الدين(بيت رضوي)
السادة آل العاملي
السادة بيت أبو العيسى
السادة آل قفطون
السادة بيت العاصمي
السادة بيت الأحول
السادة بيت الحصري.

الساده آل جابر.

المصدر: معجم العشائر العراقية الجزء الثاني ص 866



تاريخ : پنجشنبه هفدهم شهریور 1390 | 14:17 | نویسنده : سید حسن نجات (موسوی) |

البخات عشيرة من عشائر العراق (ایران ) جذورها التاريخية غائرة في القدم، لهم مكانتهم الرفيعة وهيبتهم الكبيرة، فهم من سلالة الدوحة المحمدية الشريفة.
وينحدر نسب السادة البخات الموسوية من دوحة عربية عدنانية قرشية هاشمية علوية حسينية موسوية خوارية تتصل حلقاتها المطهرة بالسيّد جعفر الخواري بن الإمام موسى الكاظم عليه السّلام. وهم بحكم نسبهم الجليل يتصفون بمكارم الاخلاق والوجاهة إلى جانب الجرأة والمواجهة والاقدام وإباء النفس والشجاعة، ولهم كلمتهم المسموعة بالمجتمع، ويحيطهم الناس بالتقدير والمهابة والاحترام.
والسادة البخات مثل غيرهم من سائر السادة جاءوا من الحجاز في الجزيرة العربية ( حيث موطن قريش بني هاشم ) من مكة المكرمة ( قرية خوار )، واستواطنوا العراق في البصرة منطقة الجُبَيلة، ولذلك لُقّب أحد أجدادهم بالسيّد محمد الجُبَيلي، وانتشرت ذريته في جميع انحاء العراق. واتخذ السادة البخات من منطقة اليوسفية قرب بغداد موطناً لهم، وكان لقبهم الموسوي ثم الخواري، ثم عرفوا بالفَواتك ثم الجُبَيلي، ثم بآل محفوظ، ثم لقّبوا بآل يوسف، ثم لقبوا بالسادة البخات نسبة إلى جدهم السيّد عبدالله البخيت صاحب الكرامة المشهورة الذي عبر نهر دجلة راجلاً، واللقب منه للمفرد البخاتي.
ونتيجة لخلاف بينهم وبين ابناء عمومتهم ارتحل السادة البخات إلى محافظة ميسان ناحية علي الشرقي منطقة الساعدية، حيث استقر بهم المقام هناك. وتعتبر منطقة الساعدية مقر رئاسة العشيرة بالنسبة للسادة البخات، وسمّيت بالساعدية نسبة إلى نهر اشرف على حفره السيّد سعد بن السيّد علي بن السيّد مشفي البخاتي رئيس عشيرة السادة البخات في ذلك الوقت. ومساكن هذه العشيرة الجليلة متناثرة في جميع قرى ونواحي محافظة ميسان، ولهم وجود في محافظات البصرة وواسط وبغداد وغيرها من محافظات العراق حالياً ( و فی محافظات خوزستان و ایلام فی ایران) ، ونخوتهم ( إخوة فاطمة ). أمّا رؤساؤهم فهم من آل السيّد سعد الوارد ذكرهم.



تاريخ : شنبه دوازدهم شهریور 1390 | 15:22 | نویسنده : سید حسن نجات (موسوی) |
شمه ای از فضایل و معجزات امام علی (ع)

نگاه کلی :
نام مبارک : علی (علیه السّلام)
لقب معروف : امیر المومنین (علیه السّلام)
کنیه شریف : ابوالحسن (علیه السّلام)
نام پدر : ابوطالب بن عبدالمطلب (علیه السّلام)
نام مادر : فاطمه بنت اسد (سلام الله علیها)
محل ولادت : کعبه
تاریخ ولادت : جمعه ، سیزدهم رجب سی سال پس از عام الفیل
محل شهادت : مسجد کوفه
تاریخ شهادت : شب جمعه ، بیست و یکم ماه مبارک رمضان سال چهلم هجری
نام قاتل : عبدالرحمن بن ملجم مرادی
حرم مطهر : نجف اشرف
مدت امامت : سی سال که بیست و پنج سال آن در ایام غضب خلافت گذشت
مدت عمر : شصت و سه سال و دو ماه و هفت روز

القاب آن حضرت :

بیش از هزار لقب از جمله آنها ؛ یعسوب الدین ، ام المسلمین ، قاتل الناکسین و القاسطین و المارقین ، قائد غرّ المحجلین ، مرتضی ، رئیس الموحدین ، نفس الرسول ، امن الرسول ، زوج البتول ، سیف الله ، امیر البرره ، قاتل الفجره ، صاحب اللواء ، قسیم الجنه و النار ، سید العرب ، عین الله الناظره ، مظهر العجائب ، والد السبطین ، اسد الله الغالب ، کلام الله الناطق ، المحامی عن حرم المسلمین

کنیه های آن حضرت :

ابو تراب ، ابو الائمه ، ابوالحسن ، ابوالحسین ، ابوالحسنین ، ابوالریحانتین ، ابو النورین .
برادران آن حضرت به ترتیب سن : طالب ، عقیل ، جعفر طیار
خواهران آن حضرت : فاخته که کنیه اش ام هانی بود و حضرت رسول اکرم از خانه او به معراج تشریف بردند و دیگری جمانه بود .

شمه ای از فضایل و معجزات آن حضرت:

جماعتی حدیث کرده اند از فاطمه بنت اسد (سلام الله علیها) مادر آن حضرت که فرمود چون امیرالمومنین علی (علیه السّلام) متولد شد او را در پارچه ای سخت پیچیدم علی (علیه السّلام) تلاش کرد و آن را پاره ساخت من پارچه را دو لایه و سه لایه نمودم باز آن را پاره نمود، تا گاهی که شش لایه کردم ((پارچه هابعضی از حریر و بعضی از چرم بود)) چون آن حضرت را در لای آن پارچه پیچیدم باز تلاش تمود آن پارچه را پاره کرد و آنگاه فرمود: (( مادر دستهای مرا نیند که می خواهم با انگشتانم حمد و ثنای پروردگار را به جای آورم. ))
***
روایت شده که وقتی خالد با لشگر خویش امیر المومنین علی (علیه السّلام) را در اراضی خود دید ، اراده جسارتی نمود آن حضرت او را از روی اسب پیاده کرد و به جانب آسیای حارث بن کلده کشانید ، میله آهنین آن آسیاب را بیرون آورد و مثل طوقی بر گردن او انداخت ، تمامی اصحاب خالد از آن حضرت ترسیدند خالد نیز آن حضرت را قسم داد که : مرا رها کن . حضرت او را رها کرد ، در حالی که آن میله آهنین مثل قلاده به گردن او بود ، تا این که نزد ابوبکر رفت ، ابوبکر آهنگر را فرمان داد تا طوق را از گردن خالد بیرون کند . آهنگر گفت : ممکن نیست مگر این که به آتش بریده شود و خالد تاب آهن گداخته را ندارد و هلاک می شود و همچنان آن قلاده بر گردن خالد بود و مردم از دیدن او می خندیدند . تا حضرت امیر المومنین علی (علیه السّلام) از سفر خویش برگشتند ، پس به نزد آن حضرت رفتند و شفاعت خالد را نمودند آن حضرت قبول فرمود و آن طوق را مثل خمیر قطعه قطعه کرد و بر زمین ریخت .
***
اما قصه فشار دادن آن حضرت خالد را به دو انگشت سبابه و وسطی در قضیه مامور شدن خالد به کشتن آن حضرت معروف است آنگاه که خالد تصمیم قتل حضرت را نمود و با شمشیر به مسجد آمد و در نزد حضرت مشغول نماز شد تا پس از سلام نماز ابی بکر آن حضرت را بکشد ، ابوبکر در تشهد فکر بسیاری در این امر نمود و پیوسته تشهد را مکرر می خواند تا نزدیک شد که آفتاب طلوع کند . آنگاه پیش از سلام گفت : ای خالد ! آنچه را مأمور شدی انجام مده و سلام نماز را داد .
حضرت پس از نماز از خالد پرسید به چه مأمور بودی ؟ گفت به آنکه گردنت را بزنم ، فرمود : آیا این کار را انجام می دادی ؟ گفت : بلی به خدا سوگند اگر ابواکر مرا نهی نمی کرد انجام می دادم ، سپس حضرت او را گرفت و بر زمین زد و طبق روایات دیگر او را با دو انگشت وسطی سبّابه فشاری داد که خالد در جامه خود پلیدی کرد و نزدیک شد به هلاکت برسد ؛ تا این که آن حضرت با شفاعت عبّاس عموی خویش از او دست برداشت .
***
قضیه ثعبان (( مار بزرگ )) : چنان است که روزی حضرت امیر المومنین علی (علیه السّلام) بر منبر کوفه خطبه می خواند که ثعبانی در پیش منبر ظاهر شد و به آهنگ امیرالمومنین علی (علیه السّلام) بر فراز شد . مردمان ترسیدند و مهیای دفع آن شدند ، حضرت اشاره کرد که به حال خود باشید ، سپس آن ثعبان به نزدیک آن حضرت آمد . حضرت سر مبارک را به جانب او برد و او دهان خود را بر گوش آن حضرت نهاد و صیحه ای زد و از مکان خود نازل شد و مردم ساکت و متحیّر بودند و امیر المومنین علی (علیه السّلام) لبهای مبارک خود را حرکت داد و ثعبان گوش می کرد سپس پایین آمد و از دیده ها غائب شد . آنگاه امیر المومنین علی (علیه السّلام) به خطبه خویش بازگشت نمود و بعد از فراغ از خطبه و نزول از منبر مردم نزد آن حضرت جمع شدند و از حال ثعبان پرسیدند . حضرت فرمود حاکمی از حکّام جنیان بود . قضیه ای بر او اشتباه شده بود ، نزد من آمد از من سوال کرد من حکم را یاد او دادم دعا کرد و رفت .
***
از امیر المومنین علی (علیه السّلام) پرسیدند : کیست که پدر ، قبله و قوم خویش نداشت ؟ حضرت فرمود : کسی که پدر نداشت عیسی ، آن که قوم و خویش نداشت ، آدم و جایی که قبله نداشته و ندارد کعبه ، خانه خداست .
باز پرسیدند : چه گوری است که صاحب خود را حرکت داد ؟ حضرت فرمود : شکم ماهی است که خدا حضرت یونس (علیه السّلام) را در آن حبس کرد .
***
مردی از امیر المومنین علی (علیه السّلام) پرسید خدا چه دارد و چه ندارد ؟ چه پیش او نیست و چه نمی داند ؟ حضرت فرمودند : اما آن چه ندارد شریک و چیزی که پیش او نیست ستم است و چیزی را که نمی داند ، گفته شما یهود است که عزیز را پسر خدا می دانید ، چون خداوند کسی را فرزند خود نمی شناسد . مرد چون این پاسخ ها را شنید گفت: به یگانگی خدا و رسالت حضرت محمد (ص) و ولایت شما گواهی می دهم.
***
گروهی از یهود نزد عمر آمدند و گفتند : (( تو جانشین پیغمبری ، ما آمده ایم از تو چیز هایی بپرسیم ، اگر جواب گفتی به تو ایمان می آوریم و پیرویت می کنیم . )) عمر گفت : بپرسید ! گفتند : ما را از قفل و کلید آسمان و کسی که همراهان خود را ترساند و 5 چیزی که در رحم خلق نشده اند و یک و دو ........ تا دوازده آگاه کن . عمر ساعتی به فکر فرو رفت و سپس گفت : چیزی از عمر پرسیده اید که نمی داند. امیر المومنین علی(علیه السّلام) سولات شما را پاسخ می دهد. کسی را نزد علی (علیه السّلام) فرستاد، وقتی که حضرت تشریف آوردند، عمر گفت: این یهودیان سوالاتی را از من پرسیدند که من پاسخ آن ها را نمی دانم و تعهد کردند که اگر به آنها جواب داده شود مسلمان شوند.امیرالمومنین علی (علیه السّلام) به یهودیان فرمود: سوالات شما چیست؟
سوالات خود را به حضرت گفتند. حضرت فرمود: قفل آسمان شرک به خداست و کلید آن ((لا اله الا اللّه)) است و آن که همراهان خود را ترسانید مورچه سلیمان است. پنج چیزی که در رحم خلق نشده اند ((آدم، حوّا، عصای موسی، قوچ ابراهیم، شتر صالح)) اما یکی خدا، دو تا آدم و حوّا، سه تا جبرئیل اسرافیل و میکائیل، چهار تا تورات، انجیل، زبور و فرقان، پنج تا نمازهای پنج گانه اند، شش تا مدتی زمان خلقت آسمان ها و زمین است، هفت تا هفت آسمان است، هشت تا هشت فرشته اندکه در عرش هستند، نه تا نه آیه فرستاده بر موسی ، ده تا ده وعده است که خدا به موسی داد که اول ، سی شبانه روز بود بعد آن را به ده تمام کرد، یازده تا خواب یوسف بود که به پدرش یعقوب گفت: من در خواب یازده ستاره دیدم و دوازده تا چشمه هایی است که خدا به موسی فرمود: عصایت را به سنگ بزن و از آن دوازده چشمه آب جوشید. یهودیان همگی به یگانگی خدا و رسالت پیغمبر اسلام و ولایت آن حضرت اعتراف کردند و مسلمان شدند .
***
جوانی در مدینه فریاد می زد : ای خدایی که بزرگترین داوری ! میان من و مادرم داوری کن . عمر او را دید و گفت : چرا ه مادرت نفرین می کنی ؟ جوان گفت : او نه ماه مرا در شکم خود نگه داشته است ، دو سال نیز شیر داده ، حالا که بزرگ شده ام و خوب و بد را تشخیص می دهم ، مرا از خود دور کرده و می گوید : تو فرزند من نیستی . عمر رو به زن کرد و گفت : این جوان چه می گوید ؟ زن گفت : به خدا قسم این جوان را نمی شناسم و نمی دانم از چه خانواده ای است ، او دروغ می گوید و می خواهد مرا رسوا سازد ، من دختری از قریش هستم و تا کنون ازدواج نکرده و باکره ام . عمر گفت : بر ادعای خود گواه داری ؟ زن گفت : آری برادران قبیله من بر این امر گواه هستند .
چهل نفر پیش آمدند و گواهی دادند این جوان دروغ می گوید و می خواهد این زن را در قبیله اش رسوا کند. او دختری از قریش است و هنوز ازدواج نکرده و باکره است . عمر گفت : جوان را به زندان ببرید تا از گواهان بازپرسی به عمل آورم ، اگر شهادتشان درست بود ، جوان را حد افترا ( نسبت زنا ) بزنم . او را به طرف زندان بردند ، امیر المومنین علی (علیه السّلام) در راه آنها را دیدند ، جوان فریاد زد : ای پسر عمّ پیغمبر من جوانی مظلومم . و ماجرای خود را برای عمر تعریف کرد . امیر المومنین علی (علیه السّلام) فرمود : او را نزد عمر برگردانید . او را برگرداندند . عمر گفت : چرا او را برگرداندید ؟ گفتند : علی دستور داد او را نزد تو برگردانیم و تو خود گفته ای در هیچ کاری با علی مخالفت نکنید . در این گفتگو بودند که امیر المومنین علی(علیه السّلام) وارد شدند . مادر جوان را حاضر کردند ، علی به جوان فرمود : چه می گویی؟
او مطلب خود را با علی در میان گذاشت . امیر المومنین علی(علیه السّلام) از عمر اجازه داوری خواست ، عمر گفت : چگونه اجازه ندهم در صورتی که پیغمبر فرمود : داناترین شما علی است . آن حضرت رو به زن کرد و فرمود : شاهد داری ؟ زن چهل گواه خود را خواست آنان نیز شهادت دادند . آن حضرت به آن زن فرمود : آیا سرپرست داری ؟ زن گفت : بله اینان برادران قبیلگی من هستند و سرپرستی من را بر عهده دارند . علی (علیه السّلام) رو به آنها کرد و فرمود : اجازه می دهید ؟ درباره شما و خواهرتان حکم کنم ؟ آنها گفتند : آری ، حضرت فرمود : خدا و حاضران را گواه می گیرم که این زن را به ازدواج این جوان به مهریه چهارصد درهم از مال خود در آورم . و فرمود : قنبر پول را بیاور ، قنبر غلام آن حضرت پول را حاضر کرد . حضرت پول را به جوان داد و فرمود : آنها را در دامن زنت بریز !
جوان پول را در دامن زن ریخت ، زن فریاد زد : می خواهی مرا به فرزندم تزویج کنی ؟! این فرزند من است ! برادرانم مرا به نکاح مرد بت پرستی در آوردند ، این پسر از او به وجود آمد . وقتی که رشد کرد و به سن جوانی رسید و به من امر کردند که او را فرزند خود ندانم این پسر من است و دلم برایش شور می زند . آن گاه دست جوان را گرفت و به راه افتاد . عمر فریاد زد : اگر علی نبود عمر به هلاکت می رسید .
***
دو زن در عهد خلافت غصبی عمر بر سر کودکی نزاع داشتند . هر یک کودک را بدون شاهد فرزند خود می دانستند عمر نمی دانست که چه حکمی کند ، به امیر المومنین علی (علیه السّلام) متوسل گردید تا خاطرش را از این پیشامد آسوده سازد . حضرت هر دو را خواند و اندرزشان داد و از خدا ترسانید ، ولی اثری نبخشید ، و بر نزاع خود باقی ماندند . آن حضرت چون دید دست از جدال بر نمی دارند فرمود : ارّه ای به من بدهید . گفتند : ارّه را برای چه می خواهید ؟! حضرت فرمود : می خواهم کودک را به دو نیم کنم و به هر یک نیمی از کودک را بدهم ! یکی از آنها در برابر حکم ساکت ماند . ولی دیگری فریاد می زد و می گفت من از حق خود گذشتم و کودک را به او بخشیدم . امیر المومنین علی (علیه السّلام) فرمود : کودک از آن تو است ، زیرا اگر فرزند او بود ، دلش به حال او می سوخت . زن به اقرار آمد و گفت : کودک فرزند اوست ، عمر خوشحال شد و گفت : اگر علی نبود عمر هلاک می شد .
***
روزی امیر المومنین علی (علیه السّلام) داخل مسجد شد . جوانی گریان را دید که چند نفر اطرافش را گرفته او را از گریه باز می دارند . به سوی او آمد و فرمود : چرا گریه می کنی ؟ جوان گفت : شریح قاضی درباره ام حکمی کرده که معلوم نیست حکمش روی چه اصلی است ؟ این چند پدرم را ا خود به مسافرت بردند ، اینان از سفر برگشتند ولی او برنگشته است از حال او می پرسم می گویند : مرده است ، از اموالش جویا می شوم می گویند : چیزی نداشته است ، چون قسم یاد کردند . گفت حقی بر آنان نداری زیرا قسم خورده اند پدرت چیزی نداشته است . ولی پدرم که از اینجا حرکت کرد ، اموال بسیار همراه داشت . امیر المومنین علی (علیه السّلام) فرمود : پیش شریح برگرد . برگشتند ، آن حضرت به شریح فرمود : بین اینها چطور داوری کردی ؟ شریح جواب داد : چون ادعا کرده ، پدرش اموالی همراه داشته است و چون بر ادعای خود گواه نداشت ، از ایشان قسم خواستم ، همگی قسم خوردند که او مرده است و اموالی هم نداشته است .
حضرت فرمودند : ای شریح اینگونه بین مردم حکم می کنی ؟ شریح گفت : پس چه کاری انجام دهم ؟ حضرت فرمودند : به خدا قسم الان طوری میان اینها داوری کنم که تا کنون هیچ کس به جز داوود پیغمبر چنین داوری نکرده است ! آنگاه رو به قنبر کرد و فرمود : ای قنبر چند نگهبان حاضر کن . چون حاضر شدند هر یک از آنها را مأمور 5نفر کرد . آنگاه حضرت به آنان خیره شد و فرمود : خیال می کنید نمی دانم با پدر این جوان چه کرده اید ؟ به نگهبانان فرمودند که : سر و صورت هر یک پوشانده و در پشت یکی از ستون های مسجد جای دهند . نویسنده خود عبید الله بن ابی رافع را پیش خواند و فرمود : کاغذ و قلم بردار و اقرارشان را بنویس . امیر المومنین علی (علیه السّلام) بر مسند قضاوت تکیه زد ، مردم نیز گرد آمدند . آنگاه به مردم فرمودند : هر وقت من تکبیر گفتم شما نیز همه با هم تکبیر بگویید . یکی از 5 نفر را طلبید و سر و صورتش را باز کرد و به نویسنده خود فرمود : قلم در دست بگیر و آماده نوشتن باش .
امیر المومنین علی (علیه السّلام) از آن نفر پرسید : در چه روزی با پدر این جوان بیرون آمدید ؟ فلان روز ، در چه ماهی از سال ؟ فلان ماه ، در چه سالی ؟ فلان سال ، کجا رسیدید که پدر این جوان مرد ؟ فلان جا ، در خانه چه کسی ؟ فلان شخص ، مرضش چه بود ؟ چند روز بیمار بود ؟ در چه روزی مرده است ؟ چه کسی او را کفن و دفن کرد ؟ پارچه کفنش چه بود ؟ چه کسی بر او نماز خواند ؟ چه کسی او را در قبر نهاد ؟
چون بازجوئی کامل شد ، حضرت تکبیر گفت و مردم هم همگی تکبیر گفتند . گواهان دیگر که صدای تکبیر را شنیدند ، یقین کردند که رفیقشان اقرار کرده است . آنگاه سر و صورت اولی را بسته و به زندان بردند . حضرت دیگری را خواست و سر و صورتش را باز کرد و فرمود : گمان می کنید نمی دانم چه کرده اید ؟
آن مرد گفت : به خدا من یکی از 5 نفر بودم و به کشتنش مایل نبودم . حضرت یک یک آنان را طلبید و همگی به کشتن و بردن اموالش اعتراف کردند ، زندانی را آوردند او نیز اقرار کرد . لذا حضرت آنان را به پرداخت خونبها و اموال مجبور کرد . داوری که به پایان رسید ، شریح پرسید داستان داوری داوود پیغمبر چه بوده است ؟ حضرت فرمودند : حضرت داوود در کوچه به بچه هایی که بازی می کردند برخورد کرد دید ، یکی از آنها را مات الدین یعنی (( دین مرده )) می خوانند ، داوود او را صدا زد و فرمود چه نام داری ؟ گفت مات الدین ، فرمود : چه کسی تو را به این اسم نامیده است ؟
گفت : پدرم ، داوود نزد مادرش رفته و نام فرزندش را پرسید ؟ زن گفت : مات الدین ، فرمود : چه کسی او را مات الدین نام گذاشت ؟ گفت پدرش ، حضرت علتش را پرسید ؟ مادر گفت : چندی قبل که این پسر را در شکم داشتم ، پدرش به اتفاق چند نفر به سفر رفته بود همراهانش برگشتند ولی او بر نگشت ، از حالش جویا شدم گفتند مرده است ، اموالش را مطالبه کردم گفتند چیزی نداشته است ، گفتم وصیتی نکرده است ؟
گفتند چون می دانست تو آبستنی وصیت کرد فرزندت را چه پسر و چه دختر مات الدین نام گذاری . من هم بنا به وصیتی که او کرده بود ، او را به این اسم نامیدم . داوود فرمودند : همراهان شوهرت را می شناسی ؟ گفت : آری ، فرمود: زنده اند یا مرده ؟ گفت : زنده اند ، فرمود : مرا نزد آنان ببر . زن ، حضرت داوود را نزد آنان برد ، حضرت هم همین حکم را بین آنان اجراء کرد و خونبها و اموال مقتول را برایشان ثابت نمود و به زن فرمود : فرزندت را عاش الدین (دین زنده ) نام گذاری کن .
از دیگر فضائل و معجزات آن حضرت : برداشتن سنگ عظیمی از روی چشمه آب در راه صفین ، حکایت کندن درب خیبر ، قتل مرحب خیبری ، قطع کردن پاهای عمرو ، دادن انگشتر قیمتی خود به سائل ، طلا کردن کوخ ، حدیث شیر ، تکلم کردن با مرغان و گرگ ، قضیه رد شمس ، تکلم کردن خورشید با آن حضرت ، حکم به آرامش زمین هنگام وقوع زلزله در مدینه منوره ، حاضر شدن آن حضرت به طیّ الارض در نزد جنازه سلمان در مدائن ، سیر دادن جمعی از اصحاب را در هوا و بردن آنها را به نزد اصحاب کهف ، نرم شدن آهن زره در دست حضرت ، سلام کردن درخت در اراضی یمن به آن حضرت ، شهادت نخلهای مدینه به فضیلت آن حضرت ، سخن گفتن جمجمه با آن حضرت در اراضی بابل ، زنده کردن سام بن نوح پیغمبر ، زنده گردانیدن اصحاب کهف ، اخبار غیبی آن حضرت وهزار ها فضیلت و معجزه دیگر .
حضرت فاطمه بنت اسد مادر گرامی آن حضرت : حضرت فاطمه بنت اسد مادر امیر المومنین علی (علیه السّلام) نخستین زنی بود که با پیامبر اکرم بیعت کرد ؛ یعنی اسلام : خود را آشکار کرد ، او مدتی از پیامبر سرپرستی می کرد و برای پیامبر مادری مهربان و پر محبت بود . فاطمه جزء کسانی بود که همراه امیر المومنین علی (علیه السّلام) از مکه به سوی مدینه مهاجرت کردند . در شأن آن بانو همین بس که در کعبه فرزندی همچون امیر المومنین علی (علیه السّلام) به دنیا آورد . و افتخار بزرگ مادری آن حضرت را پیدا نمود . پیامبر خدا هر وقت خسته می شد ، به خانه فاطمه بنت اسد تشریف می برد و در آنجا استراحت می نمود . او تا آنجا که توان داشت ، در خدمت به اسلام کوشید . وقتی که فاطمه از دنیا رفت ، پیامبر بتا چشم گریان نزد جسدش آمد و فرمود : خدا او را بیامرزد او تنها مادر علی نبود مادر من نیز بود . سپس عمامه و پیراهن خود را داد تا برای او کفن درست کنند و در نماز بر او 40 تکبیر فرمود ، سپس وارد قبر شد . در قبر خوابید و به امیر المومنین علی (علیه السّلام) و امام حسن (علیه السّلام) فرمود : شما نیز وارد قبر شوید و بخوابید و بیرون آیید .
آنگاه بالای سر فاطمه ایستاد ، او را تلقین داد و در حق او دعا کرد . عمار به رسول خدا عرض کرد : با هیچ کس مانند فاطمه چنین رفتاری نکردی ؟ فرمود : سزاوار بود که چنین کنم ، او فرزند خود را سیر نمی کرد و مرا سیر می کرد ، کودکانش را برهنه می داشت و مرا می پوشاند و بیش ز فرزندانش به من خدمت می کرد . عمار پرسید : چرا در نمازش چهل تکبیر فرمودی ؟ فرمود : چهل صف از فرشتگان در نماز فاطمه شرکت کرده بودند ، برای هر صفی یک تکبیر گفتم . علت این که عمامه و لباس خود را کفن او کردم این بود که روزی درباره برهنه بودن مردم در روز قیامت صحبت کردم ، فاطمه فریاد کشید و از برهنگی و رسوایی در روز قیامت نگران شد ، با لباس خودم او را کفن کردم تا در روز قیامت پوشیده شود و کفنش نپوسد ، و چون از سوال قبر می ترسید در قبرش خوابیدم . خداوند دریچه ای از بهشت به قبر او گشود و قبر او باغی از باغهای بهشت گردید . (( این بانوی معظمه در سن شصت و پنج یا هفتاد سالگی در سال چهارم هجری از دنیا رحلت نمود و در قبرستان بقیع نزدیک قبور ائمه مدفون می باشد . ))
***
اما در مورد مقام و منزلت حضرت ابو طالب پدر گرامی ضرت امیر المومنین علی (علیه السّلام) به این روایت اکتفا می کنیم که حضرت فرمودند : (( قسم به خدایی که محمد را به حق پیامبر کرد ، اگر شفاعت کند پدرم درباره همه گناهکاران در روی زمین خداوند شفاعت او را برای همه آنان می پذیرد . )) و نیز فرمودند : (( به درستی که نور ابوطالب در روز قیامت می پوشاند نور جمیع خلایق را می پوشاند مگر انوار مقدس چهارده معصوم : و آگاه باشیدکه نور او از نور ماست ، و خداوند نور او را هزار سال قبل از خلقت آدم خلق نمود .)) (( قبر مطهر حضرت ابو طالب در مقبره بنی هاشم در مکه مکرمه می باشد . ))

نویسنده : سید محسن حجازی زاده



تاريخ : دوشنبه هفتم شهریور 1390 | 11:27 | نویسنده : سید حسن نجات (موسوی) |
زندگی نامه دکتر علي شريعتي


زندگی
دکتر شریعتی در دوم آذرماه سال ۱۳۱۲ در مزینان ازتوابع شهرسبزوار متولد شد. شریعتی در سال ۱۳۳۷ برای ادامه تحصیل در رشته دکترای ادبیات فارسی به ‌فرانسه رفت و در مدرسه زبانهای شرقی پاریس بنا به پیشنهاد جمالزاده تز دکترای خود را در زمینه تصحیح دکترای بلخ نوشت و با حداقل نمره لازم کار خود را به اتمام رسانید. شریعتی در سال ۱۳۴۳ به‌ایران بازگشت و ابتدا به‌عنوان دبیر دبیرستان و سپس به‌عنوان استادیار دانشگاه مشهد شروع به فعالیت کرد. دکتر شریعتی در سال ۱۳۴۸ به‌ حسینیه ارشاد در تهران دعوت شد و از آن زمان با سلسله سخنرانیهای معروف خود به مبارزه ضد حکومت شاه پرداخت. از دکتر شریعتی دهها جلد کتاب و مقاله تحقیقی و متون سخنرانی برجای مانده‌ است. علی شریعتی روز ۲۹ خرداد سال ۱۳۵۶ درگذشت. آرامگاه وی در سوریه است.

بیو گرافی و شرح حال دکتر علی شریعتی

نگاهی به زندگی دکتر علی شریعتی با بازخوانی کتاب «طرحی از یک زندگی» نوشته پوران شریعت رضوی (همسر دکتر)
در فاصله سال‌های تدریسش، سخنرانی‌هایی در دانشگاهای دیگر ایراد می‌کرد، از قبیل دانشگاه آریامهر (صنعتی‌شریف)، دانش سرای عالی سپاه، پلی‌تکنیک ‌تهران و دانشکده نفت آبادان. مجموعه این فعالیت‌ها سبب شد که مسئولین دانشگاه درصدد برآیند تا ارتباط او را با دانشجویان قطع کنند و به کلاس‌های وی که در واقع به جلسات سیاسی-فرهنگی، بیشتر شباهت داشت، خاتمه دهند. سال شمار زندگی دکتر : ۱۳۱۲: تولد ۲ آذر ماه ۱۳۱۹: ورود به دبستان «ابن یمین» ۱۳۲۵: ورود به دبیرستان «فردوسی مشهد» ۱۳۲۷: عضویت در کانون نشر حقایق اسلامی ۱۳۲۹: ورود به دانش سرای مقدماتی مشهد ۱۳۳۱: اشتغال در ادارهٔ فرهنگ به عنوان آموزگار. شرکت در تظاهرات خیابانی علیه حکومت موقت قوام السلطنه و دستگیری کوتاه. اتمام دوره دانش سرا. بنیانگذاری انجمن اسلامی دانش آموزان. ۱۳۳۲: عضویت در نهضت مقاومت ملی ۱۳۳۳: گرفتن دیپلم کامل ادبی ۱۳۳۵: ورود به دانشکده ادبیات مشهد و ترجمه کتاب ابوذر غفاری ۱۳۳۶: دستگیری به همراه ۱۶‌ نفر از اعضاء نهضت مقاومت ۱۳۳۷: فارق‌التحصیلی از دانشکده ادبیات با رتبه اول ۱۳۳۸: اعزام به فرانسه با بورس دولتی ۱۳۴۰: همکاری با کنفدراسیون‌ دانشجویان ایرانی، جبهه ملی، نشریه‌ ایران آزاد ۱۳۴۲: اتمام تحصیلات و اخذ مدرک دکترا در رشته تاریخ و گذراندن کلاس‌های جامعه‌شناسی ۱۳۴۳: بازگشت به ایران و دستگیری در مرز ۱۳۴۵: استادیاری تاریخ در دانشگاه مشهد ۱۳۴۷: آغاز سخنرانی‌ها در حسینیه ارشاد ۱۳۵۱: تعطیلی حسینیه ارشاد و ممنوعیت سخنرانی ۱۳۵۲: دستگیری و ۱۸ ماه زندان انفرادی ۱۳۵۴: خانه نشینی و آغاز زندگی سخت در تهران و مشهد ۱۳۵۶: هجرت به اروپا و شهادت.

سال‌های کودکی و نوجوانی

دکتر در کاهک ازروستاهای بخش داورزن شهرسبزوار متولد شد. مادرش زنی روستایی و پدرش مردی اهل قلم و مذهبی بود. سال‌های کودکی را در کاهک گذراند. افراد خاصی در این دوران بر او تاثیر داشتند، از جمله: مادر، پدر، مادر بزرگ مادری و پدری و ملا زهرا (مکتب دار ده کاهک).
دکتر در سال ۱۳۱۹ -در سن هفت سالگی- در دبستان ابن‌یمین در مشهد، ثبت نام کرد اما به دلیل اوضاع سیاسی و تبعید رضاخان و اشغال کشور توسط متفقین، استاد (پدر دکتر)، خانواده را بار دیگر به کاهک فرستاد. دکتر پس از برقراری صلح نسبی در مشهد به ابن‌یمین برمی‌گردد. در اواخر دوره دبستان و اوائل دوره دبیرستان رفت و آمد او و خانواده به ده به دلیل مشغولیت‌های استاد کم می‌شود. در این دوران تمام سرگرمی دکتر مطالعه و گذراندن اوقات خود در کتاب خانه پدر بود. دکتر در ۱۶ سالگی سیکل اول دبیرستان (کلاس نهم نظام قدیم) را به پایان رساند و وارد دانش سرای مقدماتی شد. او قصد داشت تحصیلاتش را ادامه دهد.
در سال ۳۱، اولین بازداشت او رخ داد و این اولین رویارویی او و نظام حکومتی بود. این بازداشت طولانی نبود ولی تاثیرات زیادی در زندگی آینده او گذاشت. در این زمان فصلی نو در زندگی او آغاز شد، فصلی که به تدریج از او روشنفکری مسئول و حساس نسبت به سرنوشت ملتش ساخت.

آغاز کار آموزی

با گرفتن دیپلم از دانش سرای مقدماتی، دکتر در ادارهٔ فرهنگ استخدام شد. ضمن کار، در دبستان کاتب‌پور در کلاس‌های شبانه به تحصیل ادامه داد و دیپلم کامل ادبی گرفت. در همان ایام در کنکور حقوق نیز شرکت کرد. دکتر به تحصیل در رشته فیزیک هم ابراز علاقه می‌کرد، اما مخالفت پدر، او را از پرداختن بدان بازداشت. دکتر در این مدت به نوشتن چهار جلد کتاب دوره ابتدایی پرداخت. این کتاب‌ها در سال ۳۵، توسط انتشارات و کتاب‌فروشی باستان مشهد منتشر و چند بار تجدید چاپ شد و تا چند سال در مقطع ابتدایی آن زمان تدریس شد. در سال ۳۴، با باز شدن دانشگاه علوم و ادبیات‌انسانی در مشهد، دکتر و چند نفر از دوستانشان برای ثبت نام در این دانشگاه اقدام کردند. ولی به دلیل شاغل بودن و کمبود جا تقاضای آنان رد شد. دکتر و دوستانشان همچنان به شرکت در این کلاس‌ها به صورت آزاد ادامه دادند. تا در آخر با ثبت نام آنان موافقت شد و توانستند در امتحانات آخر ترم شرکت کنند. در این دوران دکتر به جز تدریس در دانشگاه طبع شعر نوی خود را می‌آزمود. هفته‌ ای یک بار نیز در رادیو برنامه ادبی داشت و گه‌گاه مقالاتی نیز در روزنامه خراسان چاپ می‌کرد. در این دوران فعالیت‌های او همچنان در نهضت مقاومت ادامه داشت ولی شکل ایدئولوژیک به خود نگرفته بود.

ازدواج

در تاریخ ۲۴ تیرماه سال ۴۷ با پوران شریعت رضوی، یکی از همکلاسی‌هایش ازداوج کرد. دکتر در این دوران روزها تدریس می‌کرد و شب‌ها را روی پایان‌نامه‌اش کار می‌کرد. زیرا می‌بایست سریع‌تر آن را به دانشکده تحویل می‌داد. موضوع تز او، ترجمه کتاب «در نقد و ادب» نوشته مندور (نویسنده مصری) بود. به هر حال دکتر سر موقع رساله‌اش را تحویل داد و در موعد مقرر از آن دفاع کرد و مورد تایید اساتید دانشکده قرار گرفت. بعد از مدتی به او اطلاع داده شد بورس دولتی شامل حال او شده‌است. پس به دلیل شناخت نسبی با زبان فرانسه و توصیه اساتید به فرانسه برای ادامه تحصیل مهاجرت کرد.

دوران اروپا

عطش دکتر به دانستن و ضرورت‌های تردید ناپذیری که وی برای هر یک از شاخه‌های علوم انسانی قائل بود، وی را در انتخاب رشته مردد می‌کرد. ورود به فرانسه نه تنها این عطش را کم نکرد، بلکه بر آن افزود. ولی قبل از هر کاری باید جایی برای سکونت می‌یافت و زبان را به طور کامل می‌آموخت. به این ترتیب بعد از جست و جوی بسیار توانست اتاقی اجاره کند و در موسسه آموزش زبان فرانسه به خارجیان (آلیس-آلیانس) ثبت نام کند. پس روزها در آلیس زبان می‌خواند و شب‌ها در اتاقش مطالعه می‌کرد و از دیدار با فارسی‌زبانان نیز خودداری می‌نمود. با این وجود تحصیل او در آلیس دیری نپایید. زیرا وی نمی‌توانست خود را در چارچوب خاصی مقید کند، پس با یک کتاب فرانسه و یک دیکشنری فرانسه به فارسی به کنج اتاقش پناه می‌برد. وی کتاب «نیایش» نوشته الکسیس کارل را ترجمه می‌کرد.
فرانسه در آن سال‌ها کشور پرآشوبی بود. بحران الجزائر از سال‌ها قبل آغاز شده بود. دولت خواهان تسلط بر الجزائر بود و روشنفکران خواهان پایان بخشیدن به آن. این بحران به دیگر کشورها نیز نفوذ کرده بود.

تحصیلات و اساتید

دکتر در آغاز تحصیلات، یعنی سال ۳۸، در دانشگاه سربن، بخش ادبیات و علوم انسانی ثبت نام کرد. وی به پیشنهاد دوستان و علاقه شخصی به قصد تحصیل در رشته جامعه شناسی به فرانسه رفت. ولی در آنجا متوجه شد که فقط در ادامه رشته قبلی‌اش می‌تواند دکتراییش بگیرد. پس بعد از مشورت با اساتید، موضوع رساله‌اش را کتاب‌ «تاریخ فضائل بلخ»، اثری مذهبی، نوشته صفی‌الدین قرار داد.
بعد از این ساعت‌ها روی رساله‌اش کار می‌کرد. دامنه مطالعاتش بسیار گسترده بود. در واقع مطالعاتش گسترده‌تر از سطح دکترایش بود. ولی کارهای تحقیقاتی رساله‌اش کار جنبی برایش محسوب می‌شد. درس‌ها و تحقیقات اصلی دکتر، بیشتر در دو مرکز علمی انجام می‌شد. یکی در کلژدوفرانس در زمینه جامعه شناسی و دیگر در مرکز تتبعات عالی در زمینه جامعه شناسی مذهبی.
دکتر در اروپا، به جمع جوانان نهضت آزادی پیوست و در فعالیت‌های سازمان‌های دانشجویی ایران در اروپا شرکت می‌کرد. در سال‌های ۴۰-۴۱ در کنگره‌ها حضور فعال داشت. دکتر در این دوران در روزنامه‌های ایران آزاد، اندیشه جبهه در امریکا و نامهٔ پارسی حضور فعال داشت. ولی به تدریج با پیشه گرفتن سیاست صبر و انتظار از سوی رهبران جبهه، انتقادات دکتر از آنها شدت یافت و از آنان قطع امید کرد و از روزنامه استعفا داد. در سال ۴۱، دکتر با خواندن کتاب «دوزخیان روی زمین»، نوشته فرانس فانون با اندیشه‌های این‌نویسنده انقلابی آشنا شد و در چند سخنرانی برای دانشجویان از مقدمه آن که به قلم ژان‌پل سارتر بود، استفاده کرد.
دکتر در سال (۱۹۶۳) از رساله خود در دانشگاه دفاع کرد و با درجه دکترای تاریخ فارغ‌التحصیل شد. از این به بعد با دانشجویان در چای خانه‌ دیدار می‌کرد و با آنان در مورد مسائل بحث و گفتگو می‌کرد. معمولا جلسات سیاسی هم در این محل‌ها برگزار می‌شد. سال ۴۳ بعد از اتمام تحصیلات و قطع شدن منبع مالی از سوی دولت، دکتر علی‌رغم خواسته درونی و پیشنهادات دوستان از راه زمینی به ایران برگشت. وی با دانستن اوضاع سیاسی – فرهنگی ایران بعد از سال ۴۰ که به کسی چون او – با آن سابقه سیاسی – امکان تدریس در دانشگاه‌ها را نخواهند داد و نیز علی‌رغم اصرار دوستان هم فکرش مبنی بر تمدید اقامت در فرانسه یا آمریکا، برای تداوم جریان مبارزه در خارج از کشور، تصمیم گرفت که به ایران بازگردد. این بازگشت برای او، عمدتاً جهت کسب شناخت عینی از متن و اعماق جامعهٔ ایران و توده‌های مردم بود، همچنین استخراج و تصفیه منابع فرهنگی، جهت تجدید ساختمان مذهب.

از بازگشت تا دانشگاه

دکترسال ۴۳ به ایران برگشت و در مرز دستگیر شد. حکم دستگیری از سوی ساواک بود و متعلق به ۲ سال پیش، ولی چون دکتر سال ۴۱ از ایران از طریق مرزهای هوایی خارج و به فرانسه رفته بود، حکم معلق مانده بود. پس اینک لازم‌الاجرا بود. پس بعد از بازداشت به زندان غزل‌قلعه در تهران منتقل شد. اوائل شهریور همان سال بعد از آزادی به مشهد برگشت. بعد از مدتی با درجه چهار آموزگاری دوباره به اداره فرهنگ بازگشت. تقاضایی هم برای دانشگاه تهران فرستاد. تا مدت‌ها تدریس کرد، تا بالاخره در سال ۴۴، بار دیگر، از طریق یک آگهی برای استادیاری رشته تاریخ در تهران درخواست داد. در سر راه تدریس او مشکلات و کارشکنی‌های بسیاری بود. ولی در آخر به دلیل نیاز مبرم دانشگاه به استاد تاریخ، استادیاری او مورد قبول واقع شد و او در دانشگاه مشهد شروع به کار کرد. سال‌های ۴۵-۴۸ سال‌های نسبتاً آرامی برای خانوادهٔ او بود. دکتر بود و کلاس‌های درسش و خانواده. تدریس در دانشکدهٔ ادبیات مشهد، نویسندگی و بقیه اوقات بودن با خانواده‌اش تمام کارهای او محسوب می‌شد.

دوران تدریس

ازسال ۴۵، دکتر به عنوان استادیار رشته تاریخ، در دانشکده مشهد، استخدام می‌شود. موضوعات اساسی تدریسش تاریخ ایران، تاریخ و تمدن اسلامی و تاریخ تمدن‌های غیر اسلامی بود. از همان آغاز، روش تدریسش، برخوردش با مقررات متداول دانشکده و رفتارش با دانشجویان، او را از دیگران متمایز می‌کرد. بر خلاف رسم عموم اساتید از گفتن جزوه ثابت و از پیش تنظیم شده پرهیز می‌کرد. دکتر، مطالب درسی خود را که قبلاً در ذهنش آماده کرده بود، بیان می‌کرد و شاگردانش سخنان او را ضبط می‌کردند. این نوارها به وسیله دانشجویان پیاده می‌شد و پس از تصحیح، به عنوان جزوه پخش می‌شد. از جمله، کتاب اسلام‌شناسی‌ مشهد و کتاب تاریخ‌تمدن از همین جزوات هستند.
اغلب کلاس‌های او با بحث و گفتگو شروع می‌شد. پیش می‌آمد دانشجویان بعد از شنیدن پاسخ‌های او بی‌اختیار دست می‌زدند. با دانشجویان بسیار مانوس، صمیمی و دوست بود. اگر وقتی پیدا می‌کرد با آنها در تریا چای می‌خورد و بحث می‌کرد. این بحث‌ها بیشتر بین دکتر و مخالفین‌ اندیشه‌های او در می‌گرفت. کلاس‌های او مملو از جمعیت بود. دانشجویان دیگر رشته‌ها درس خود را تعطیل می‌کردند و به کلاس او می‌آمدند. جمعیت کلاس آن قدر زیاد بود که صندلی‌ها کافی نبود و دانشجویان روی زمین و طاقچه‌های کلاس، می‌نشستند. در گردش‌های علمی و تفریحی دانشجویان شرکت می‌کرد. او با شوخی‌هایشان، مشکلات روحیشان و عشق‌های پنهان میان دانشجویان آشنا بود. سال ۴۷، کتاب «کویر» را چاپ کرد. حساسیت، دقت و عشقی که برای چاپ این کتاب به خرج داد، برای او، که در امور دیگر بی‌توجه و بی‌نظم بود، نشانگر اهمیت این کتاب برای او بود. (کویر نوشته‌های تنهایی اوست).
در فاصله سال‌های تدریسش، سخنرانی‌هایی در دانشگاهای دیگر ایراد می‌کرد، از قبیل دانشگاه آریامهر (صنعتی‌شریف)، دانش سرای عالی سپاه، پلی‌تکنیک‌تهران و دانشکده نفت آبادان. مجموعه این فعالیت‌ها سبب شد که مسئولین دانشگاه درصدد برآیند تا ارتباط او را با دانشجویان قطع کنند و به کلاس‌های وی که در واقع به جلسات سیاسی-فرهنگی، بیشتر شباهت داشت، خاتمه دهند. پس دکتر، با موافقت مسئولین دانشگاه، به بخش تحقیقات وزارت علوم در تهران، منتقل شد. به دلائل اداری دکتر به عنوان مامور به تهران اعزام شد و موضوعی برای تحقیق به او داده شد، تا روی آن کار کند. به هر حال عمر کوتاه تدریس دانشگاهی دکتر، به این شکل به پایان می‌رسد.

حسینیه ارشاد

این دوره از زندگی دکتر، بدون هیچ گفتگویی پربارترین و درعین حال پر دغدغه‌ترین دوران حیات اوست. او در این دوران، با سخنرانی‌ها و تدریس در دانشگاه، تحولی عظیم در جامعه به وجود آورد. این دوره از زندگی دکتر به دوران حسینیه ارشاد معروف است. حسینیه ارشاد در سال ۴۶، توسط عده‌ای از شخصیت‌های ملی و مذهبی، بنیان گذاشته شده بود. هدف ارشاد طبق اساسنامهٔ آن عبارت بود از تحقیق، تبلیغ و تعلیم مبانی اسلام.
از بدو تاسیس حسینیه ارشاد در تهران، از شخصیت‌هایی چون آیت‌لله مطهری دعوت می‌شد تا با آنان همکاری کنند. بعد از مدتی از طریق استاد شریعتی (پدر دکتر) که با ارشاد همکاری داشت، از دکتر دعوت شد تا با آنان همکاری داشته باشد که این همکاری با ارائه دو مقاله با رویکرد جدید دینی از سوی دکتر اغاز شد که تمجید استاد مطهری را در یی داشت. در سال‌های اول همکاری دکتر با ارشاد، به علت اشتغال در دانشکده ادبیات مشهد، ایراد سخنرانی‌های او مشروط به اجازه دانشکده بود، برای همین بیشتر سخنرانی‌ها در شب‌جمعه انجام می‌شد، تا دکتر بتواند روز شنبه سر کلاس درس حاضر باشد. پس از چندی همفکر نبودن دکتر و بعضی از مبلغین، باعث بروز اختلافات جدی میان مبلغین و مسئولین ارشاد شد. در اوائل سال ۴۸، این اختلافات علنی شد و از هیئت امنا خواسته شد که دکتر دیگر در ارشاد سخنرانی نکند. اما بعد از تشکیل جلسات و و نشست‌هایی، دکتر باز هم در حسینیه سخنرانی کرد. هدف دکتر از همکاری با ارشاد، تلاش برای پیش برد اهداف اسلامی بود. سخنرانی‌های او، خود گواهی آشکار بر این نکته‌است. در سخنرانی‌ها، مدیریت سیاسی کشور به شیوه‌ای سمبلیک مورد تردید قرار می‌گرفت. در اواخر سال ۴۸، حسینیه ارشاد، کاروان حجی به مکه اعزام می‌کند تا در پوشش اعزام این کاروان به مکه، با دانشجویان مبارز مقیم در اروپا، ارتباط برقرار کنند.
دکتر با وجود ممنوع‌الخروج بودن، با تلاش‌های بسیار، با کاروان همراه می‌شود. تا سال ۵۰دکتر همراه با کاروان حسینیه، سه سفر به مکه رفت که نتیجه آن مجموعه سخنرانی‌های میعاد با ابراهیم و مجموعه سخنرانی‌ها تحت عنوان حج در مکه بود، که بعدها به عنوان کتابی مستقل منتشر شد. پس از بازگشت از آخرین سفر در راه برگشت به مصر رفت، که این سفر ره‌آورد زیادی داشت، از جمله کتاب آری این چنین بود برادر.
در سال‌های ۴۹-۵۰، دکتر بسیار پر کار بود. او می‌کوشید، ارشاد را از یک موسسه مذهبی به یک دانشگاه تبدیل کند. از سال ۵۰، شب و روزش را وقف این کار می‌کند، در حالی که در این ایام در وزارت علوم هم مشغول بود. به مرور زمان، حضور دکتر در ارشاد، باعث رفتن برخی از اعضا شد، که باعث به وجود آمدن جوی یک‌دست‌تر و هم‌فکرتر شد. با رفتن این افراد، پیشنهادهای جدید دکتر، قابل اجرا شد. دانشجویان دختر و پسر، مذهبی و غیر مذهبی و از هر تیپی در کلاس‌های دکتر شرکت می‌کردند. در ارشاد، کمیته‌یی مسئول ساماندهی جلسات و سخنرانی‌ها شد. به دکتر امکان داده شد که به کمیته‌های نقاشی و تحقیقات نیز بپردازد. انتقادات پیرامون مقالات دکتر و استفاده از متون اهل تسنن در تدوین تاریخ اسلام و همچنین حضور زنان در جلسات، گذاشتن جلسات درسی برای دانشجویان دختر و مبلمان سالن و از این قبیل مسائل بود. این انتقادات از سویی و تهدیدهای ساواک از سوی دیگر هر روز او را بی‌حوصله تر می‌کرد و رنجش می‌داد. دیگر حوصله معاشرت با کسی را نداشت. در این زمان به غیر از درگیری‌های فکری، درگیری‌های شغلی هم داشت. عملاً حکم تدریس او در دانشکده لغو شده بود و او کارمند وزارت علوم محسوب می‌شد. وزارت علوم هم، یک کار مشخص تحقیقاتی به او داده بود تا در خانه انجام دهد. از اواخر سال۵۰ تا۵۱، کار ارشاد سرعت غریبی پیدا کرده بود. دکتر در این دوران به فعال شدن بخش‌های هنری حساسیت خاصی نشان می‌داد. دانشجویان هنر دوست را تشویق می‌کرد تا نمایشنامه ابوذر را که در دانشکده مشهد اجرا شده بود، بار دیگر اجرا کنند. بالاخره نمایش ابوذر در سال ۵۱، درست یکی دوماه قبل از تعطیلی حسینیه، در زیر زمین ارشاد برگزار شد. این نمایش باعث ترس ساواک شد، تا حدی که در زمان اجرای نمایش بعد به نام «سربداران» در ارشاد، حسینیه برای همیشه بسته و تعطیل شد، درست در تاریخ ۱۹/۸/۵۱.

آخرین زندان

از آبان ماه ۵۱ تا تیر ماه ۵۲، دکتر به زندگی مخفی روی آورد. ساواک به دنبال او بود. از تعطیلی به بعد، متن سخنرانی‌های دکتر با اسم مستعار به چاپ می‌رسید. در تیر ماه ۵۲، دکتر در نیمه شب به خانه‌اش مراجعه کرد. بعد از جمع‌آوری لوازم شخصیش و وداع با خانواده و چهار فرزندش دو روز بعد به شهربانی مراجعه کرد و خودش را معرفی کرد. بعد از آن روز به مدت ۱۸ ماه به انفرادی رفت. شکنجه‌های او بیشتر روانی بود تا جسمی. در اوائل ملاقات در اتاقی خصوصی انجام می‌شد و بیشتر مواقع فردی ناظر بر این ملاقات‌ها بود. دکتر اجازه استفاده از سیگار را داشت ولی کتاب نه!! بعد از مدتی هم حکم بازنشستگی از وزارت فرهنگ به دستش رسید. در تمام مدت ساواک سعی می‌کرد دکتر را جلوی دوربین بیاورد و با او مصاحبه کند. ولی موفق نشد. دکتر در این مدت بسیار صبور بود و از صلابت و سلامت جسم نیز برخوردار. او با نیروی ایمان بالایی که داشت، توانست روزهای سخت را در آن سلول تنگ و تاریک تحمل کند. در این مدت خیلی از چهره‌های جهانی خواستار آزادی دکتر از زندان شدند. به هر حال دکتر بعد از ۱۸ ماه انفرادی در شب عید سال۵۴، به خانه برگشت و عید را در کنار خانواده جشن گرفت. بعد از آزادی یک سره تحت کنترل و نظارت ساواک بود. در واقع در پایان سال ۵۳، که آزادی دکتر در آن رخ داد، پایان مهم ترین فصل زندگی اجتماعی-سیاسی وی و آغاز فصلی نو در زندگی او بود. در تهران دکتر مکرر به سازمان امنیت احضار می‌شد، یا به در منزل اومی‌رفتند و با به هم زدن آرامش زندگیش قصد گرفتن همکاری از او را داشتند. با این همه، او به کار فکری خود ادامه می‌داد. به طور کلی، مطالبی برای نشریات دانشجویی خارج از کشور می‌نوشت. در همان دوران بود که کتاب‌هایی برای کودکان نظیر کدو تنبل، نوشت.
در دوران خانه‌نشینی (دو سال آخر زندگی) فرصت یافت تا بیشتر به فرزندانش برسد. در اواخر، بر شرکت فرزندانش در جلسات تاکید می‌کرد. بر روی فراگیری زبان خارجی اصرار زیادی می‌ورزید. در سال۵۵، با هم فکری دوستانش قرار شد، فرزند بزرگش، احسان، را برای ادامه تحصیل به اروپا بفرستد. بعد از رفتن فرزندش، خود نیز بر آن شد که نزد او برود و در آنجا به فعالیت‌ها ادامه دهد. راه‌های زیادی برای خروج دکتر از مرزها وجود داشت. تدریس در دانشگاه الجزایر، خروج مخفی و گذرنامه با اسم مستعار و …
بعد از مدتی با کوشش فراوان، همسرش با ضمانت نامه توانست پاسپورت را بگیرد. در شناسنامه اسم دکتر، علی مزینانی بود، در حالی که تمام مدارک موجود در ساواک به نام علی شریعتی یا علی شریعتی مزینانی ثبت شده بود. چند روز بعد برای بلژیک بلیط گرفت. چون کشوری بود که نیاز به ویزا نداشت. از خانواده خداحافظی کرد و قرار به ملاقت دوباره آنها در لندن شد. در روز حرکت بسیار نگران بود. سر را به زیر می‌انداخت تا کسی او را نشناسد. اگر کسی او را می‌شناخت، مانع خروج او می‌شدند. و به هر ترتیبی بود از کشور خارج شد. دکتر نامه‌ای به احسان از بلژیک نوشت و برنامه سفرش را به او در اطلاع داد و خواست پیرامون اخذ ویزا ازامریکا تحقیق کند.
ساواک در تهران از طریق نامه‌یی که دکتر برای پدرش فرستاده بود، متوجه خروج او از کشور شده بود و دنبال رد او بود. دکتر بعد از مدتی به لندن، نزد یکی از اقوام همسرش رفت و در خانه او اقامت کرد. بدین ترتیب کسی از اقامت دوهفته‌یی او در لندن با خبر نشد. پس از یک هفته، دکتر تصمیم گرفت با ماشینی که خریده بود از طریق دریا به فرانسه برود. در فرانسه به دلیل جواب‌های گنگ و نامفهوم دکتر، که می‌خواست محل اقامتش لو نرود، اداره مهاجرت به او مشکوک می‌شود. ولی به دلیل اصرارهای دکتر حرف او را مبنی بر اقامت در لندن در نزد یکی از اقوام قبول می‌کند. این خطر هم رد می‌شود. بعد از این ماجرا، دکتر در روز ۲۸ خرداد، متوجه می‌شود که از خروج همسرش و فرزند کوچکش در ایران جلوگیری شده. بسیار خسته و ناباورانه به فرودگاه لندن می‌رود و دو فرزند دیگرش، سوسن و سارا را به خانه می‌آورد. دکتر در آن شب اعتراف می‌کند که جلوگیری از خروج پوران و دخترش مونا می‌تواند او را به وطن بازگرداند، او می‌گوید که فصلی نو در زندگیش آغاز شده‌است. در آن شب، دکتر به گفته دخترانش بسیار ناآرام بود و عصبی … شب را همه در خانه می‌گذرانند و فردا صبح زمانی که نسرین، خواهر علی فکوهی، مهماندار دکتر، برای باز کردن در خانه به طبقه پایین می‌آید، با جسد به پشت افتاده دکتر در آستانه در اتاقش روبه‌رو می‌شود. بینی‌اش به نحوی غیر عادی سیاه شده بود و نبضش از کار افتاده بود. چند ساعت بعد، از سفارت با فکوهی تماس می‌گیرند و خواستار جسد می‌شوند، در حالی که هنوز هیچ کس از مرگ دکتر با خبر نشده بود.
پس از انتقال جسد به پزشکی قانونی، بدون انجام کالبد شکافی و علت مرگ را ظاهراً انسداد شرائین و نرسیدن خون به قلب اعلام کردند. و بالاخره در کنار مزار زینب آرام گرفت!…

مجموعه آثار

1. با مخاطب‌های آشنا
2. خود سازی انقلابی
3. ابوذر
4. ما و اقبال
5. تحلیلی از مناسک حج
6. شیعه
7. نیایش
8. تشیع علوی و تشیع صفوی
9. تاریخ تمدن (جلد1 و 2)
10. هبوط در کویر
11. حسین وارث آدم
12. چه باید کرد ؟
13. زن
14. مذهب، علیه مذهب
15. جهان‌بینی و ایدئولوژی
16. انسان
17. انسان بی خود
18. علی
19. روش شناخت اسلام
20. میعاد با ابراهیم
21. اسلام شناسی
22. ویژگی‌های قرون جدید
23. هنر
24. گفتگوهای تنهایی
25. نامه‌ها
26. آثار گوناگون (دو بخش)
27. بازگشت به خویش، بازگشت به کدام خویش
28. باز شناسی هویت ایرانی - اسلامی
29. جهت گیری‌های طبقاتی در اسلام
30. درس‌های حسینیه ارشاد (۳جلد)
منبع:باشگاه اندیشه


تاريخ : دوشنبه هفتم شهریور 1390 | 11:15 | نویسنده : سید حسن نجات (موسوی) |
لیست علماء شیعه مدفون در عتبات عالیات (برحسب حروف الفباء)

الامام السید ابوالحسن بن محمد الاصفهانی

السد حسین بروجنی الاصفهانی

السید ابراهیم بن السید محمد شبر

السید ابراهیم بن محمد الغریفی

السید ابوالحسن بن السید اسد الله الفالی

السید ابوالقاسم بن السید علی اکبر الخوئی

السید احمد المعروف باغا امام بن حسین الجزائری التستری

السید احمد بن رضی المستنبط

السید اسماعیل بن السید حسن السدهی الاصفهانی

السید اسماعیل بن السید حیدر الموسوی الصدر

السید آقا حسین القمی

السید آقا حسین بن السید عباس الاشکوری

السید جعفر بن السید محمد حسن آل ربیع الحسینی

السید جعفر بن محمد المرعشی

السید جعفر بن محمد رضا الجزائری

السید جواد بن السید حسین الاشکوری

السید حسن الاصفهانی

السید حسن البجنوردی

السید حسن الخلخالی

السید حسن بن السید جبر الموسوی

السید حسون السید علی کمونه

السید حسین الدسید علی السید ابوطالب الحسینی النجفی

السید حسین بن اسماعیل آل علی الشاهرودی

السید حسین بن السید محمود الیزدی

السید خضر بن علی القزوینی

السید زین العابدین الموسوی الخلخالی

السید عباس بن محمد شبر

السید عبد علی بن السید عبدالرزاق الحلو

السید عبدالحسین شرف الدین العاملی

السید عبدالحمید بن السید عبدالهادی الحبوبی

السید عبدالرزاق بن علی الحلوی

السید عبدالرسول الطالقانی

السید عبدالرسول بن السید محمد حسین الخرسان

السید عبدالسلام الموسوی الجزائری

السید عبدالصاحب بن محمد شبر

السید عبدالصمد الشوشتری الجزائری

السید عبدالغفار بن السید یوسف الحسینی المازندرانی

السید عبدالکریم بن السید حسین الحمامی

السید عبدالله بن السید اسماعیل البهبهانی الغریفی

السید عبدالمجید الخوئی

السید عبدالمحسن علی خان

السید عبدالهادی الحبوبی

السید عبدالهادی الخرسان

السید عبدالهادی بن السید موسی الخرسان

السید عبدلاهادی بن السید اسماعیل الشیرازی

السید عبود السید احمد کمونه

السید عدنان بن السید شبر الغریفی

السید عزیز الله الدرکئی

السید علی اکبر بن السید هاشم الخوئی

السید علی الحسینی الحائری

السید علی الخوئی

السید علی الداماد

السید علی بن السید حسین السرابی النجفی

السید علی بن السید محمد شبر

السید علی بن السید هادی بحر العلوم

السید علی بن محمد الموسوی

السید علی بن محمد الموسوی النوری

السید عیسی آل کمال الدین

السید محسن بن السید علی الجلالی الحائری

السید محسن بن السید محمد الغریفی

السید محمد السید اسد الله الاشکوری

السید محمد السید جعفر الکاظمی الموسوی

السید محمد باقر بن السید حسین القمی

السید محمد باقر بن السید علی الاحسانی الشخص

السید محمد باقر بن السید علی علوی طهرانی

السید محمد بن السید زین العابدین الموسوی الخلخالی

السید محمد بن السید عبدالمحسن الحلو

السید محمد بن السید محمد باقر الحسینی الفیروز بادی

السید محمد بن السید محمد کاظم الیزدی

السید محمد بن جعفر شبر

السید محمد بن عبدالله البهبهانی الغریفی

السید محمد تقی الخوئی

السید محمد جواد بن السید محسن الموسوی الغریفی

السید محمد جواد بن محمد تقی الطباطبائی التبریزی

السید محمد حسن فضل الله الحسنی

السید محمد رضا القزوینی

السید محمد رضا بن السید هدایت الله دستغیب الشیرازی

السید محمد سعید الحبوبی

السید محمد سعید بن محمد الحکیم

السید محمد صادب بن محمد مهدی الصدر

السید محمد طاهر بن السید محمد علی السند الشیرازی

السید محمد علی الواعظ

السید محمد علی بن السید صالح القزوینی

السید محمد علی بن السید عبدالله خلیف] الموسوی الاحسائی

السید محمد علی بن محسن الموسوی الغریفی

السید محمد کاظم بن السید عبدالعظیم الیزدی

السید محمد ناظم الشریعه البهبهانی

السید محمد نعیم الدین بن السید عباس شبر

السید محمد هادی بن السید ناظم الشریعه البهبهانی

السید محمود الشاهرودی

السید محمود بن السید ابو الفضائل الحسینی الزنجانی

السید محمود بن السید عبدالمحسن الحلو

السید محمود بن السید محمد کاظم الیزدی

السید محمود بن مهدی الحکیم

السید مصطفی بن روح الله الخمینی

السید مهدی السید محمد الامامی الهاشمی

السید میر الحسینی البادکوبی

السید نصر الله بن رضی الموسوی المستنبط

السید نصر الله بن صدر العلماء الهمدانی الشهیر (بنی صدر

السید نوری السید محسن الصافی

السید هادی الطباطبائی الحکیم

السید هادی بن حسین الصائغ

السید هاشم بن السید علی کمون

السیید محمد مهدی بن السید صالح الکیشوان القزوینی الکاظمی

الشیخ احمد بن محمد الاردبیلی المعروف بالمقدس الاردبیلی

الشیخ احمد بن محمد مهدی النراقی

الشیخ احمد بن هادی الطرفی

الشیخ اسماعیل بن محمد علی المحلاتی

الشیخ الاعظم مرتضی بن محمد امین الانصاری

الشیخ جعفر بن احمد البدیری

الشیخ جعفر بن الحاج محمد النقدی

الشیخ جعفر بن الحسین الشوشتری

الشیخ جعفر بن الشیخ باقر محبوبه

الشیخ جواد بن الشیخ موسی ابو خمسین

الشیخ حسن بن الشیخ احمد البدیری

الشیخ حسن بن الشیخ محمد جواد الحولاوی

الشیخ حسن بن علی الخاقانی

الشیخ حسن بن علی الشیخ عبدالرضا السهلانی

الشیخ حسون الشیخ سعید الوائلی

الشیخ حسین بن علی الحلی

الشیخ خضر بن عباس الدجیلی

الشیخ رجب علی بن غریب الباکستانی

الشیخ رحم] الله بن الشیخ جواد الظالمی

الشیخ رفیع بن زفیع الرشتی

الشیخ رفیع ثق] الاسلام رشتی

الشیخ ضیاء الدین العراقی

الشیخ ضیاء الدین دری

الشیخ عباس الخویبراوی الناصری

الشیخ عباس بن محمد رضا القمی

الشیخ عبد علی بن محمد حسین الماجدی

الشیخ عبدالحسین البشیری

الشیخ عبدالحسین البغدادی

الشیخ عبدالحسین بن الشیخ محمد علی البهبهانی

الشیخ عبدالرضا بن الشیخ جواد السهلانی

الشیخ عبدالعزیز بن عبد الصاحب الغریباوی

الشیخ عبدالکاظم بن محمود الغبان

الشیخ عبدالکریم بن محمد رضا الزنجانی

الشیخ عبدالله آل زایر دهام

الشیخ عبدالله المازندرانی

الشیخ عبدالله بن محمد السبیتی العاملی

الشیخ علی بحر العلوم رفیع الکیلانی

الشیخ علی بن الشیخ محمد صالح آل زایر دهام

الشیخ علی بن حسین الصغیر

الشیخ علی بن محمد حسین الکرباسی

الشیخ علی بن محمد حسین النائینی

الشیخ علی لاهیجانی بهمدانی

الشیخ فتح الله بن محمد جواد النمازی الاصفهانی (شیخ الشریعه)

الشیخ کاظم بن حسن سبتی السهلانی

الشیخ کاظم بن طاهر السودانی

الشیخ کاظم علی الکشمیری

الشیخ محمد ابراهیم بن علی الکرباسی

الشیخ محمد آل زایر دهام

الشیخ محمد الباقر بن محمد آل زایر دهام

الشیخ محمد باقر القاموسی

الشیخ محمد باقر بن محمد مهدی الزنجانی

الشیخ محمد بن الشیخ عبدالرضا السهلانی

الشیخ محمد بن الشیخ علی لاهیجانی الغروی

الشیخ محمد بن حسن الخاقانی

الشیخ محمد بن طاهر السماوی

الشیخ محمد بن فضل علی الشرابیانی

الشیخ محمد جواد البلاغی

الشیخ محمد جواد الحجامی

الشیخ محمد جواد بن الشیخ محمود مغنیه

الشیخ محمد جواد بن محمد الایروانی

الشیخ محمد حسن دکسن

الشیخ محمد حسین الاصفهانی الکمبانی

الشیخ محمد حسین النائینی

الشیخ محمد طه بن الشیخ مهدی نجف

الشیخ محمد علی الاردوبادی

الشیخ محمد علی الخراسانی النجفی

الشیخ محمد علی بن حسن الجمالی الخراسانی الکاظمی

الشیخ محمد علی بن عبدالرسول الانصاری المالستانی

الشیخ محمد علی بن کاظم الخمایسی

الشیخ محمد علی بن محمد باقر النجفی الاصفهانی المعروف بـ (ثق] الاسلام)

الشیخ محمد کاظم (الاخوند) الخراسانی

الشیخ محمد کاظم بن حیدر الشیرازی

الشیخ محمد کاظم شمشاد

الشیخ مشکور بن الشخ محمد جواد الحولاوی

الشیخ مهدی الازری البغدادی

الشیخ مهدی رفیع شریعتمدار

الشیخ موسی بن الشیخ جعفر لاهیجانی الغروی

الشیخ موسی بن الشیخ عبدالله ابو خمسین

الشیخ موسی بن عمران دعیبل

الشیخ موسی تقی آل زایر دهام

الشیخ میرزا ابوالحسن بن عبدالحسین المشکینی

الشیخ میرزا حبیب الله الرشتی

الشیخ میرزا حسن الیزدی

الشیخ میرزا عبدالله بن میرزا مسیح طهرانی

الشیخ نصر الله بن حسن الخلخالی

الشیخ نور الدین شریعتمدار رفیع

الشیخ هادی الاسدی

الشیخ هادی بن عبود النوینی

المیرزا الشیخ علی بن الشیخ عبدالحسین الایروانی

المیرزا محمد حسن الاشتیانی

میرزا محمد حسن الشیرازی المعروف بالمجدد الشیرازی

المیرزا محمود بن المیرزا ابراهیم الشیرازی



تاريخ : دوشنبه هفتم شهریور 1390 | 11:10 | نویسنده : سید حسن نجات (موسوی) |
دکتر قاليبافيان
وي که در سال 1384، از سوي گروه مهندسي فرهنگستان علوم به عنوان مهندس برجسته شاخه مهندسي عمران کشور برگزيده شد، از استادان پيشکسوت ساختمان خصوصا طراحي سازه هاي بتن آرمه در کشور بود که 40 سال از عمر پربرکت خود را به تدريس در دانشگاه تهران گذراند.
زنده ياد دکتر قاليبافيان همزمان با کار تدريس در دانشگاه، در خارج از دانشگاه، در دوره هاي بازآموزي مهندسان شاغل نيز تدريس کرده و به عنوان مهندس مشاور، به کار مشاوره فني، طراحي ساختمان ها به ويژه ساختمان هاي صنعتي سنگين،کنترل طرح هاي سازه ساختمان هاي بلند و سازه هاي خاص و تهيه طرح هاي بهسازي ساختمان هاي آسيب ديده اشتغال داشت. در سال 1384، از طرف گروه مهندسي فرهنگستان علوم به عنوان مهندس برجسته شاخه مهندسي عمران برگزيده شد و در مراسم بزرگداشت روز مهندسي به دريافت لوح از فرهنگستان مفتخر شد. از آن مرحوم حدود 18 کتاب و نشريه به زبان فارسي، دو کتاب به زبان فرانسه، 8 جزوه درسي، بيش از 80 مقاله به زبان فارسي، يک مقاله به زبان فرانسه و دو مقاله به زبان انگليسي درباره طرح، محاسبه، اجرا و بهسازي ساختمانها به رشته تحرير به يادگار مانده است. مرحوم قاليبافيان ضمن ايراد بيش از 70 سخنراني در مجامع مختلف در تهيه بيش از 50 مدرک فني رسمي کشور مشارکت فعال داشته که از جمله آنها، 13 استاندارد ملي در موسسه استاندارد و تحقيقات صنعتي، 19 نشريه از نشريات فني سازمان مديريت و برنامه ريزي کشور از جمله آئين نامه بتن ايران «آبا» (متن اول و متن تجديدنظر شده )،10 مبحث ازمباحث مقررات ملي ساختماني کشور در وزارت مسکن و شهرسازي، يک استاندارد مهارت و يک جزوه آموزشي در چارچوب صندوق کارآموزي، آيين نامه طرح و محاسبه پل ها در برابر زلزله براي شهرداري تهران، پنج نشريه در مرکز تحقيقات ساختمان و مسکن از جمله استاندارد 519 (حداقل بار وارد بر ساختمان ها) و استاندارد 2800 (آئين نامه طرح ساختمان ها در برابر زلزله) (متن اول ومتن تجديد نظر شده) است. دکتر قاليبافيان همچنين تا زمان فوت به عنوان عضو «کميته دائمي بازنگري آئين نامه طرح ساختمان ها در برابر زلزله »، «کميته تدوين آئين نامه بتن ايران» و «شوراي تدوين مقررات ملي ساختمان» فعاليت داشت.
وي همچنين به عنوان داور، بررسي و اظهار نظر درباره دهها طرح پژوهشي و مقاله علمي و فني ارسال شده از دانشکده هاي مهندسي، سازمانهاي پژوهشي و نشريه هاي تخصصي را به عهده داشته و ويرايش فني - نگارشي چندين کتاب، تاليف يا ترجمه، را به انجام رساند. دکتر قاليبافيان همچنين از اعضاي موسس و پايه گذار انجمن ها و تشکل هاي متعدد مهندسي از جمله انجمن ايراني مهندسان محاسب ساختمان (سال 1348) (رئيس انجمن ازسال 1356تا 1358 و از سال 1369 تا 1373)،انجمن مهندسان ژئوتکنيک ايران (انجمن مکانيک خاک و مهندسي پي ايران ) (سال 1351)،کانون مهندسين فارغ التحصيل دانشکده فني دانشگاه تهران(سال 1369)،انجمن بتن ايران (سال 1379) و عضو تشکل هاي مختلف همچون کميته بين المللي بتن (فدراسيون بين المللي بتن فعلي) (از سال 1963)،کانون مهندسين ايران از سال 1354 تا سال 1357، جامعه مهندسان مشاور ايران (از سال 1357)، کميته ملي سدهاي بزرگ ايران (از سال 1362 دو دوره)، انجمن بين المللي مهندسي پل و سازه IABSE (از سال 1992)، نظام مهندسان ساختمان و تاسيسات (از بدو تاسيس، سال 1354 تا 1357)، سازمان نظام مهندسي ساختمان استان تهران (از بدو تاسيس، سال 1372). (عضو هيئت مديره دوره هاي آزمايشي، اول و دوم) و عضو اولين دوره شوراي مرکزي سازمان نظام مهندسي ساختمان کشور، انجمن مهندسان راه و ساختمان ايران (از بدو تاسيس) و انجمن مديران فني و اجرائي بود

 مهندس شاپور طاحوني

مهندس شاپور طاحوني در سال 1334 خورشيدي در شهر تهران ديده به جهان گشود.ايشان داراي مدرك كارشناسي ارشد مهندسي راه و ساختمان از دانشكده فني دانشگاه تهران در سال 1358 مي باشد.مهندس طاحوني پس از فراغت از تحصيل به فعاليتهاي علمي و فرهنگي پرداخت. وي از سال 1361 تا كنون به كار تدريس و تحقيق در دانشگاه صنعتي اميركبير تهران اشتغال دارد.نامبرده هم اكنون عضو هيئت علمي و استاديار دانشگاه مذكور مي باشد. كتابهاي تاليفي "تحليل سازه‌ها "(با همكاري مهندس ليل‌آبادي )،"طراحي سازه‌هاي بتن مسلح" و كتاب هاي ترجمه اي " اصول مهندس ژئوتكنيك ج1" و دستنامه اجراي بتن (باهمكاري آقاي دكتر رمضانپور و آقاي مهندس پيدايش) ،مهندس شاپور طاحوني به ترتيب در سالهاي 1373،1366،1365، 1384 به عنوان كتاب سال جمهوري اسلامي ايران از طرف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي برگزيده شدند.همچنين كتاب " دستنامه اجراي بتن " به عنوان برگزيده جشنواره مهندسي عمران انتخاب شد.گروه : فني و مهندسيرشته : مهندسي راه و ساختمانوالدين و انساب : شاپور طاحوني فرزند مرحوم مرسل طاحوني و سركار خانم حوا درويش آقاجاني است.تحصيلات رسمي و حرفه اي : شاپور طاحوني دورة تحصيلات دبستان و دبيرستان (هدف شماره 1 تهران) را در تهران به انجام رسانيد و سپس جهت تحصيلات عاليه به دانشگاه راه يافت و در سال 1358 موفق به دريافت مدرك كارشناسي ارشد مهندسي راه و ساختمان از دانشكده فني دانشگاه تهران گرديد.همسر و فرزندان : مهندس شاپور طاحوني متاهل و داراي سه فرزند مي باشد.همسر ايشان سركار خانم حكيمه غفار نژاد و فرزندان اسدالله،محمد امين و نازنين فاطمه نام دارند.مشاغل و سمتهاي مورد تصدي : شاپور طاحوني پس از فراغت از تحصيل به فعاليتهاي علمي و فرهنگي پرداخت. وي از سال 1361 تا كنون به كار تدريس و تحقيق در دانشگاه صنعتي اميركبير تهران اشتغال دارد و هم اكنون به عنوان استاديار در دانشگاه مذكور مشغول به فعاليت است. از ديگر مشاغل و سمتهاي وي مي توان به موارد زير اشاره كرد: 1- عضو انجمن ايراني مهندسان محاسب ساختمان و چند سال عضويت در هيئت مديره آن. 2- عضو كميته آيين‌نامه زلزله (استاندارد 2800). 3- عضو كميته آيين‌نامه بتن ايران. 4- عضو كميته آيين‌نامه بارگذاري مقررات ملي ايران (مبحث 6). 5- عضو انجمن مهندسين عمران و انجمن مهندسين راه و ساختمان. 6- عضو انجمن بتن ايران. 7- عضو كميته مبحث بيست و يكم مقررات ملي ايران (پدافند غيرعامل) 8- مسئول كميته مبحث دهم مقررات ملي ايران (طرح و اجراي ساختمانهاي فولادي) جوائز و نشانها : مهندس شاپور طاحوني در كنار فعاليت هاي تخصصي خود داراي تاليفات و ترجمه هاي مي باشد كه از ميان آنها چهار كتاب وي -دو كتاب تاليفي و دو كتاب ترجمه- در دوره هاي مختلف انتخاب كتاب سال جمهوري اسلامي ايران (از طرف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي) به عنوان كتاب سال برگزيده شده است. - انتخاب كتاب "تحليل سازه‌ها "تاليف شاپور طاحوني ،(با همكاري مهندس ليل‌آبادي ) در سال 1365 به عنوان كتاب سال در علوم كاربردي - انتخاب كتاب "طراحي سازه‌هاي بتن مسلح"تاليف شاپور طاحوني ،در سال 1366 به عنوان كتاب سال در علوم كاربردي - انتخاب كتاب "اصول مهندسي ژئوتكنيك ج 1" ترجمه شاپور طاحوني ،در سال 1373 به عنوان كتاب سال - انتخاب كتاب "دستنامه اجراي بتن " ترجمه شاپور طاحوني (باهمكاري آقاي دكتر رمضانپور و آقاي مهندس پيدايش)، در سال 1384 به عنوان كتاب سال - انتخاب كتاب فوق به عنوان كتاب برگزيده در نخستين جشنواره دو سالانه گراميداشت برگزيدگان مهندسي عمران ايران (بهمن ماه سال 1386)چگونگي عرضه آثار : مهندس طاحوني بيش از 9 مقاله بزبان فارسي و بيش از 2 مقاله بزبان انگليسي به رشته تحرير در آورده و در نشريات معتبر علمي داخلي و خارجي به چاپ رسانده است. فعاليتهاي مهندسي ،شاپور طاحوني به قرار زير است: 1- طراحي و نظارت براجراي ساختمانهاي بلند مرتبه. 2- طراحي خطوط لوله آبرساني. 3- طراحي مخازن بتني آب (از ظرفيت 1000 تا 70000 مترمكعب). 4- طراحي سايتهاي تصفيه‌خانه آب. 5- طراحي پلها و آبگذرها. 6- طراحي و نظارت ايستگاههاي متروي تهران. 7- طراحي اسكله دريايي و آبگيرها. (اسكله فولاد قشم، اسكله آلومينيوم المهدي، اسكله تخليه نفت پالايشگاه هشتم اسكله و اسكله آهن بندرامام). 8- طراحي ساختمانهاي صنعتي. 9- طراحي سيلوها و ذخيرسازهاي صنعتي. 10- طراحي بندهاي انحرافي و سازه‌هاي هيدروليكي. 11- طراحي و نظارت براجراي پل ولايت واقع در تقاطع چمران – نيايش. 12- طراحي و نظارت براجراي پل شيرين‌شهر به روش طره آزاد با دهانه مياني 146 متر. 13- طراحي و ساخت دستگاه پلساز (Bridge Builder). 14- طراحي و نظارت براجراي طرح فولاد آذربايجان. 15- طراحي و نظارت بر اتوبان و پل روگذر دسترسي سربندربه بندرامام. 16- طراحي ساختمانهاي صنعتي پتروشيمي بندرامام. 17- طراحي و نظارت براسكله 150.000 تني به علاوه تعميرات اسكله هاي 1 تا 6 بندر امام. 18- طراحي و نظارت بر اسكله هاي 2 تا 7 خرمشهر


 احمد حامی

مروری بر زندگی و خدمات علمی استاد احمد حامی، پدر مهندسی عمران و بنیانگذار مهندسی نوین در ایران
استاد احمد حامی، در سال ۱۲۸۶ هجری شمسی در یکی از محلات قدیمی تهران متولد شد و پس از طی تحصیلات ابتدایی در مدارس توفیق و حسینیه، تحصیلات متوسطه خود را در دبیرستان دارالفنون به پایان رساند و با موفقیت در آزمون اعزام به خارج، جزو نخستین گروه از دانشجویان ایرانی در سال ۱۳۰۸ راهی برلین شد.
این مملکت عاشق می‌خواهد، هیچ وقت نگویید نمی‌شود؛ بگویید چگونه می‌شود؟
(زنده‌یاد استاد احمد حامی)
استاد احمد حامی، در سال ۱۲۸۶ هجری شمسی در یکی از محلات قدیمی تهران متولد شد و پس از طی تحصیلات ابتدایی در مدارس توفیق و حسینیه، تحصیلات متوسطه خود را در دبیرستان دارالفنون به پایان رساند و با موفقیت در آزمون اعزام به خارج، جزو نخستین گروه از دانشجویان ایرانی در سال ۱۳۰۸ راهی برلین شد.
وی حدود یک سال بعد، بنا به‌دلایلی، به تهران بازگشت و سپس عازم سوییس شد و توانست دکترای مهندسی راه و ساختمان را از پلی تکنیک زوریخ، دریافت کند. در واقع، استاد حامی، نخستین ایرانی بود که موفق شد بین دانشجویان سایر کشورها، رشته راه و ساختمان را با درجه ممتاز به پایان رساند و به دریافت جایزه ویژه‌ این دانشگاه، نایل شود.
عشق بی پایان استاد به ایران و آگاهی ایشان از نیاز کشور به افراد تحصیل کرده، موجب شد که در سال ۱۳۱۵، به ایران باز گردد و همزمان با خدمت نظام وظیفه، به ‌عنوان رییس راه استان در وزارت راه شروع به کار کند.
مهندس حامی، در آن زمان همچنین به تدریس در دانشکده فنی دانشگاه تهران که به‌ عنوان نخستین دانشکده مهندسی ایران، در طبقه فوقانی درالفنون مستقر بود نیز می‌پرداخت و از جمله بانیان احداث دانشکده در محل کنونی بود.
استاد حامی، در کنار ۴۶ سال تدریس مداوم در دانشکده فنی دانشگاه تهران، در سایر دانشگاه‌ها از جمله دانشگاه امیرکبیر، دانشکده فنی دانشگاه تبریز و دانشگاه فارابی اصفهان نیز به تربیت دانشجویان و مهندسان کشور همت گمارد.
شخصیت چند بعدی استاد، این امکان را به ایشان می‌داد که علاوه بر امور دانشگاهی، به امور اجرایی نیز بپردازد. از این رو، مسؤولیت‌هایی نظیر مدیریت اداره ارتباطات در سازمان برنامه، مدیریت کل راه‌ها در وزارت راه و معاونت فنی وزارت، مشارکت در بسیاری از طرح‌های عمرانی از جمله راه آهن میانه و شاهرود ـ که از شاهکارهای مهندسی ایران می‌باشد ـ را برعهده گرفته و در کنار آن، همکاری نزدیکی با مرکز مطالعات سیاسی وزارت امور خارجه و سازمان برنامه و بودجه ـ در تدوین مقررات و مشخصات فنی ـ داشت و ایجاد مرکز تحقیقات ساختمان و مسکن مشارکت فعالی را اعمال کرد.
سمت وی در مرکز تحقیقات ساختمان و مسکن، مشاور عالی ساختمان و مصالح ساختمانی بوده و در بنیانگذاری سازمان برنامه و بودجه سابق (سازمان مدیریت و برنامه ریزی فعلی) نیز همکاری تاثیرگذاری داشته است.
همکاری و مشارکت استاد حامی در ساخت و راه اندازی بسیاری از راه ها، پل ها، راه‌های آهن، فرودگاه ها و بنادر کشور و تسلط وی به راه‌های کشور به حدی بود که ایشان را «پدر راههای ایران» نامیده‌اند.
استاد، علاوه بر این، بارها پیشنهاد پست وزارت راه را به علت علاقه وافر به تدریس، رد کرد. مجموعه ویژگی‌های منحصر به ‌فرد استاد احمد حامی، او را به ‌عنوان یکی از ارکان تاریخ مهندسی کشور مطرح می‌کند و همچنین اطلاعات بسیار دقیق استاد از خصوصیات زمین‌شناختی و جغرافیای مناطق مختلف ایران، این امکان را به ایشان داد که بسیاری از معادن کشور از جمله معادن سیمان در جاجرود و آبگرم، معدن ماسه‌ سیلیسی در فیروز کوه، معدن قیر معدنی در بهبهان و کانولن در جاجرود و میانه را کشف کند
زنده‌یاد مهندس حامی، علاوه بر تحقیق و بررسی پیرامون وضعیت خاک و معادن کشور، مطالعات گسترده‌ای در زمینه‌ تاریخ تمدن و فرهنگ ایران انجام داد. مطالعاتی که به ارایه نظریاتی در مورد خط فارسی، ریشه تاریخی نام مناطق ایران، رد صحت حمله اسکندر مقدونی به ایران و نیز چگونگی انقراض سلسله‌ ساسانی انجامیده است.
مجموعه‌ی آثار مکتوب استاد، دامنه وسیعی از موضوعات را فرا می‌گیرد که از آن جمله، می‌توان به کتاب‌های «مصالح ساختمانی»، «سیمان‌های طبیعی»، «نسوز»، «آسفالت گوگردی»، «راههای ایران در گذشته و آینده»، «روسازی آسفالتی خیابان‌های تهران»، «ماشین‌های متراکم‌کننده زمین‌های خرده سنگی»، «برآورد ساختمان‌ها»، «آب‌یابی، آب‌رسانی، آب‌یاری، آب‌سنجی در ایران باستان»، «سفر جنگی اسکندر مقدونی به درون ایران و هندوستان بزرگترین دروغ تاریخ است» و «هلنیسم دروغی بزرگ درباره فرهنگ ملتی کوچک» اشاره کرد.
از استاد حامی علاوه بر آثار علمی تخصصی، تحقیقات و کتاب‌هایی نیز در زمینه‌های فرهنگی، ادبی و تاریخی به جای مانده که از جمله آنها می‌توان به کتاب‌های «خط فارسی»، «کیش مهر یا بغ مهر» و بسیاری دیگر اشاره کرد که تاکنون در مجموع، در شمارگانی بیش از ۵۰ هزار نسخه به چاپ رسیده‌اند.
مهندس احمد حامی در کنار تالیفات و مقالات چاپ شده خود، تعداد قابل توجهی گزارش و مقاله منتشر نشده دارد که در بسیاری از آنها طرح‌‌‌های پیشنهادی مفیدی در زمینه مهندسی راه و ساختمان ارایه شده که کوتاه کردن راه شمال، نامناسب بودن راه هراز، آباد کردن خوزستان و ... از آن جمله‌اند.
استاد حامی، سرانجام پس از عمری تدریس و تلاش پیگیر در راه اعتلای ایران عزیز و خدمت به مردم در دهم بهمن‌ماه ۱۳۷۹ در گذشت و در بهشت ‌زهرا(س) به خاک سپرده شد.
گفتنی است؛ استاد حامی، حقوق مربوط به تمامی آثار خود را به دانشگاه تهران اهدا کرده است.



تاريخ : پنجشنبه سوم شهریور 1390 | 14:34 | نویسنده : سید حسن نجات (موسوی) |

مقدمه
مجموعه مهندسی عمران یا رشته عمران یکی از رشته های پر اهمیت و جذاب در مجموعه رشته های آزمون سراسری است که داوطلب در گروه آزمایشی علوم ریاضی و فنی می تواند آن را انتخاب کند. پیشرفت سریع جوامع و نیازهای روز افزون آنها به انجام طرحهای مختلف عمرانی از یک طرف و رشد و توسعه علوم مختلف از طرف دیگر، ایجاب می نماید تا با یک برنامه ریزی صحیح و همه جانبه و پرورش استعدادهای جوان و نیز استفاده بهینه از ابزار و امکانات موجود در جامعه، گامی بلند در جهت ترقی و تعالی جامعه برداشته شود. بدین منظور در آزمون سراسری، مجموعه این رشته در مقاطع کارشناسی و کاردانی، ارائه می گردد. در این قسمت به معرفی گرایشهای مختلف این رشته می پردازیم.

  کارشناسی
مهندسی عمران – عمران، مهندسی عمران – نقشه برداری، مهندسی عمران – آب، مهندسی بهره برداری راه آهن،مهندسی خط و ابنیه راه آهن، مهندسی جریه راه آهن، مهندسی علمی کاربردی عمران – تاسیسات آبی، دبیر فنی عمران، تربیت دبیر فنی عمران، دبیر فنی عمران ساختمان .

 کاردانی
کاردانی فنی عمران – روسازی راه، کاردانی فنی عمران – زیر سازی راه، کاردانی راهداری، کاردانی ماشین آلات، کاردانی حمل و نقل، کاردانی فنی عمران – پل سازی و ابنیه فنی، کاردان فنی عمران – نقشه برداری، کاردانی فنی عمران – ساختمانهای بتنی، کاردانی فنی عمران – عمران روستایی، کاردان فنی عمران – کارهای عمومی ساختمان، کاردانی فنی عمران – آب، کاردانی علمی کاربردی عمران – سازه های آبی، کاردانی علمی کاربردی عمران – آب و فاضلاب، کاردانی فنی عمران – بهره برداری از منابع آب، کاردانی فنی عمران – آب شناسی، کاردانی فنی عمران – راه سازی، کاردانی فنی عمران – تاسیسات حرارت نیروگاه، معلم فنی عمران – کارهای عمومی ساختمان .

 معرفی اختصاری گرایشهای مختلف مجموعه مهندسی عمران

1- مهندسی عمران – عمران

1-1) تعریف و هدف

عمران یکی از گرایشهای مجموعه مهندسی عمران است که در مقطع کارشناسی در بسیاری از دانشگاههای معتبر کشور ارائه می گردد.

هدف از این رشته تربیت نیروهای متخصصی است که بتوانند در پروژه های مختلف عمرانی در زمینه های ساختمانی، راه سازی، پل سازی، سازه ها و بناهای آبی، جمع آوری  و دفع فاضلاب و … مسئولیت طرح، محاسبه، اجرا و نظارت بر اجرا را بر عهده گیرند.
«مهندسی عمران از جمله رشته‌هایی است که بیانگر کاربرد علم در ایجاد سازندگی و عمران کشور است. یعنی هرچیزی که به آبادی یک کشور باز می‌گردد، مانند سد، فرودگاه، جاده، برج، تونل، دکل‌های مخابرات، ساختمان‌های مقاوم در مقابل زلزله، سیل و آتش و نیروگاههای برق و مصالح سبک، ارزان و با کیفیت مناسب برای ساخت و ساز، در حیطه کار مهندس عمران قرار می‌گیرد.»
«مهندسی عمران طیف بسیار وسیعی از کارها را در بر می‌گیرد. یعنی اگر بخواهیم ساختمان، پل، برج، تونل، راه، سیلو و یا شبکه‌های فاضلاب بسازیم در آغاز به یک مهندس کارآمد عمران نیاز داریم تا علاوه بر رعایت جنبه‌های فنی و اجرایی، اقتصادی نیز عمل کند. چون اقتصادی بودن یک اصل در مهندسی عمران است.»

1-2) اهمیت و جایگاه در جامعه

کمتر جایی از یک جامعه و کمتر محلی  از یک منطقه است که فعالیتهای عمرانی به عنوان اولین و اساسی ترین نیازهای آن طرح نشود. حتی تمام فعالیتهای صنعتی، کشاورزی و … نیز به طور مستقیم و غیرمستقیم به این رشته وابسته اند و از آن سود می برند.

علاوه بر رشد و توسعه جوامع، پیشرفت علم و فن آوری نیز ضرورت پرداختن و توجه دقیق و علمی به کارهای عمرانی و تغییر شیوه های گذشته را آشکار می سازد. فعالیتهای مختلف عمرانی در جهت ایجاد ساختمانها، راهها، پلها، سدها، شبکه های آب رسانی شهرها و روستاها، ساختمانهای خاص نظیر نیروگاههای هسته ای و حرارتی و .. بخش بزرگی از مجموعه فعالیتهای اقتصادی و تولیدی کشور را به خود اختصاص می دهد به گونه ای که سهم عظیمی از سرمایه گذاری های ملی در طرحهای ساختمانی و صنایع وابسته به آن به کار گرفته می شود.

مجموعه مطالب بیان شده و نیز جذب سریع فارغ التحصیلان این مجموعه در وزارتخانه ها و نهادها  و سازمانهای دولتی و همچنین بخشهای خصوصی نظیر : شرکتهای مهندسان مشاور و شرکتهای ساختمانی و راه سازی و … اهمیت قابل ملاحظه و نیاز خاص به متخصص در این رشته را، حتی در مقایسه با سایر رشته های فنی و مهندسی، به وضوح نشان می دهد .

1-3) تواناییهای لازم برای داوطلبان این رشته و ادامه تحصیل در آن

برای ادامه تحصیل در این رشته با توجه به کمیت و کیفیت درسهایی که در این دوره تدریس می گردد داوطلب باید از توان و دانش برتر در زمینه های ریاضی و فیزیک برخوردار باشد، همچنین توان جسمی، قدرت تجزیه و تحلیل، قدرت تجسم و دقت کافی در مسایل را داشته باشد. شایان ذکر است که بسیاری از کارها و طرحهای عمرانی در خارج از محیطهای شهری بوده و فعالیت نسبتا" زیادی را می طلبد.

1-4) تواناییهای فارغ التحصیلان

همان گونه که اشاره شد، فارغ التحصیلان این رشته می توانند پس از پایان تحصیلات، مسئولیتهای متفاوتی نظیر طراحی، محاسبه، اجرا و نظارت بر اجرای طرحهای مختلف عمرانی را به عهده گیرند. از جمله می توان به موارد زیر اشاره نمود :

1- محاسبه، ساخت و اجرا و تا حدودی طراحی ساختمانهای مختلف مسکونی، اداری و صنعتی اعم از آجری، بتنی و فولادی، نظیر ساختمانهای مسکونی ویلایی، چند طبقه، آپارتمانها و برجهای بلند و همچنین کارهای ساختمانی اداره ها، مدرسه ها، بیمارستانها، کارخانه ها و مراکز صنعتی، ساختمانها و مراکز ورزشی، تالارهای اجتماعات و …

2- طراحی، محاسبه و اجرای راهها و جاده های مختلف ارتباطی داخل و خارج شهرها و و روستاها اعم از : راههای شوسه، راههای آسفالته، بزرگ راهها و نیز راه آهن ( شامل مسیریابی، پیاده کردن مسیر، زیر سازی و روسازی ).

3- ساخت و اجرا و در مواردی طراحی و محاسبه انواع پلهای بتنی و فلزی و با دهانه ها و ابعاد و شکلهای متفاوت نظیر : پلهای داخل شهری و روگذرها، پلهای خارج شهری و جاده ها.

4- اجرای سدهای مختلف خاکی و بتنی و نیز بندهای انحرافی و سایر تاسیسات وابسته نظیر تونل یا کانال انحراف آب رودخانه (جهت اجرای عملیات کارگاهی در ضمن ساخت سد)، تاسیسات آبگیری از سد و کنترل ارتفاع آب در پشت سد و ... )

5- اجرای کارهای مربوط به ساماندهی رودخانه ها.

6- طراحی، محاسبه و ساخت خطوط انتقال آب اعم از انواع کانالهای تحت فشار و یا کانالهای با سطح آزاد آب که به منظور انتقال آب از سدها و دریاچه ها و .. . برای مصارف کشاورزی، شرب و صنعتی به منطقه های مورد نیاز و نیز جهت انتقال آب از تصفیه خانه های آب به مخازن آب و از آن جا به مناطق مصرف، ساخته می شوند.

7- ساخت تصفیه خانه های آب و فاضلاب شامل : ساختمانها تاسیسات مربوط، محوطه سازی و ...

8- طراحی، محاسبه و ساخت شبکه های آب رسانی به منطقه های شهری و روستایی جهت تامین آب شرب مورد نیاز افراد و تاسیسات مربوط نظیر : مخازن آب، لوله کشی، انشعابات، و ...

9- طراحی، محاسبه ساخت شبکه های جمع آوری و دفع آبهای سطحی ناشی از نزولات جوی در خیابانها و سایر منطقه های شهرها و شهرکها و همچنین شبکه های جمع آوری و دفع فاضلابهای خانگی و صنعتی و انتقال آنها به خارج از شهر و تصفیه خانه ها.

10- انجام بسیار از کارهای نقشه برداری که برای کارهای ساختمانی مختلف نظیر : راه سازی و سد سازی که به خصوص برای پیاده نمودن و اجرای دقیق نقشه ها مورد نیاز است و همچنین تا حدودی کارهای نقشه کشی طراحی و معماری .

1-5) موقعیتهای شغلی و محلهای کار

مراکز مختلفی به صورت مستقیم و غیرمستقیم در فعالتیهای عمرانی نقش دارند که هر یک به تناسب نوع فعالیت خود، اقدام به جذب فارغ التحصیلان این رشته می کنند. 

 وزارتخانه های مسکن و شهر سازی، راه و ترابری، جهاد سازندگی و نیرو به صورت گسترده تر و سایر وزارتخانه ها، اداره ها، سازمانها، مراکز دولتی و خصوصی نظیر : وزارتخانه های آموزش و پرورش، کشاورزی، علوم تحقیقات و فن آوری، بانکها و ... به صورت غیرمستقیم برای کارهای عمرانی خود مثل طرح محاسبه، اجرا و نظارت بر اجرا، نیاز به استخدام مهندسان عمران دارند. علاوه بر آن، شرکتهای مختلف مهندسان مشاور که در کشور به صورت گسترده  وظیفه طراحی، محاسبه و نظارت بر اجرای پروژه های ساختمانی را برعهده دارند، همچنین شرکتهای ساختمانی و راه سازی دولتی و خصوصی که در اجرای این طرحها فعالیت دارند،تعداد کثیری از فارغ التحصیلان رشته عمران را استخدام می کنند.

1-6) واحدهای درسی

بر اساس مصوبه های شورای عالی برنامه ریزی، دانشجو باید در دوره کارشناسی عمران 140 واحد درسی رابگذراند که 20 واحد آن درسهای عمومی، 25 واحد درسهای پایه، 8 واحد درسهای اصلی و تخصصی الزامی و 15 واحد درسهای اختیاری است.

درسهای عمومی،درسهایی است که در تمام رشته های تحصیلی دانشگاهی و در دوره های کارشناسی و کارشناسی ارشد پیوسته به صورت مشترک ارائه می گردد و دانشجو موظف به گذراندن آنهاست، نظیر معارف اسلامی، ادبیات فارسی و زبان خارجی .

درسهای پایه به درسهای گفته می شود که در غالب رشته های هم گروه (نظیر گروه فنی و مهندسی) و بخصوص در گرایشهای مختلف یک رشته، به صورت مشترک تدریس شده، اساس و پایه درسهای اصلی و تخصصی را تشکیل می دهد نظیر ریاضی عمومی،معادلات دیفرانسیل و فیزیک .

درسهای اصلی و تخصصی الزامی عبارت از درسهایی است که دانشجو را در زمینه تخصصی مربوط آموزش داده و او را برای انجام وظایف خاص در زمینه کارهای خویش در جامعه آماده می سازد، نظیر " رسم فنی و نقشه کشی ساختمان "، " سازه های بتن آرمه " و " سازه های فولادی " . گذراندن این درسهای تخصصی الزامی است.

درسهای اختیاری، عبارت است از : مجموعه درسهایی که اگر چه تخصصی است، اما دانشجو می تواند با توجه به علاقه شخصی و برنامه ای که برای آینده خود دارد و همچنین نظر استاد راهنما در گروه و با هماهنگی شورای آموزشی گروه، تعدادی از آنها را انتخاب نماید : نظیر : " ماشین الات ساختمان "، اصول مهندسی ترافیک " و بناهای آبی " .

الف ) درسهای پایه

13 واحد از درسهای پایه در زمینه ریاضی است، شامل " ریاضی عمومی "، " معادلات دیفرانسیل "، " محاسبات عددی و آمار " و " آمار و احتمالات مهندسی "که پایه درسهای تخصصی در مهندسی عمران را تشکیل می دهد و مکمل ریاضیاتی است که در دوران دبیرستان و در رشته ریاضی فیزیک خوانده می شود. برای موفقیت در این درسها، دانشجو باید تلاشهای فکری و علمی قابل ملاحظه ای انجام دهد.

همچنین درسهای " فیزیک در زمینه های حرارت "، " مکانیک " و الکتریسته " و " مغناطیس " و نیز درس " برنامه نویسی رایانه" – که در آن دانشجو با رایانه و زبانهای برنامه نویسی رایانه آشنا می شود و به برنامه نویسی به زبان فرترن تسلط پیدا می کند – از جمله درسهای پایه هستند.

ب ) درسهای اصلی و تخصصی الزامی

این درسها که بسیاری از آنها به یکدیگر وابسته اند و بعضی پیش نیاز درس دیگر است، دانشجو در طول نیم سالهای مختلف تحصیلی آنها را انتخاب ومی گذراند. دراین جا خلاصه ای از مطالب مطرح شده در بعضی از درسهای تخصصی الزامی را ارائه میکنیم .

رسم فنی و نقشه کشی ساختمان : در درس " رسم فنی و نقشه کشی ساختمان "، دانشجو با اصول کلی رسم فنی و نمایش قطعه ها به صورت تصویری آشنا شده، پس  از شناخت علائم قراردادی در نقشه های ساختمان و نقشه های تاسیسات برقی و مکانیکی، چگونگی رسم نقشه های مختلف و خواندن نقشه های ساختمانی  را فرا می گیرد.

اصول مبانی معماری و شهر سازی : در این درس که پس از درس فنی و نقشه کشی گذرانده می شود، دانشجویان با نظریه های معماری و نقش مهندسان معماری در جامعه آشنا شده، چگونگی ارتباط بین فضاهای مختلف در انواع ساختمانها نظیر ساختمانهای مسکونی، کودکستان، مدرسه، کتابخانه، بناهای صنعتی و درمانگاه و بیمارستان را فرا می گیرند.  همچنین مطالبی در مورد مفاهیم اولیه شهر سازی و جوامع روستایی و شناخت طرحهای هادی و تفصیلی و منطقه ای در مورد فعالیتهای عمرانی شهری، در این درس ارائه می گردد.

استاتیک، مقاومت مصالح، تحلیل سازه ها : در این درسها که به ترتیب در نیم سالهای مختلف ارائه می گردد، تعادل سازه های مختلف در اثر بارها و نیروهای وارده بر آنها مورد مطالعه قرار گرفته، چگونگی محاسبه سازه هایی همچون خرپاها بیان می شود. سپس به بررسی نیروهای داخلی به وجود آمده دراثر بارهای خارجی و روشهای تعیین آنها در قسمتهای مختلف سازه پرداخته، ضمن تعیین مشخصه های هندسی قطعه های مختلف، مقاومت آنها را در مقابل نیروهای محوری و برشی همچنین خمش و پیچش مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار می دهد.

همچنین در درس" تحلیل سازه ها "، روشهای محاسبه تغییر مکان سازه ها و تحلیل سازه های پیچیده تر نظیر : " تیرهای سراسری "، " قابها" و ساختمانهای بلند ( برج)، به دانشجو آموزش داده می شود.

اصول مهندسی زلزله : شناخت علتهای وقوع زلزله، چگونگی سنجش قدرت زلزله، چگونگی تخریب و راههای کاهش پیامدهای آن و روشهای تحلیل سازه های مختلف در برابر زلزله جهت مقاوم سازی آنها  به خصوص برای منطقه های زلزله خیز ایران از اهمیت  خاصی برخوردار استکه در درس " اصول مهندسی زلزله " مورد بحث قرار می گیرد.

سازه های بتن آرمه و پروژه : بسیاری از ساختمانها و سازه ها نظیر ساختمانهای چند طبقه، پلها و .. با بتن و بتن مسلح ساخته می شود و در موارد دیگر نیز حداقل برای ساخت قسمتهایی از سازه نظیر پی و فوندانسیون ( شالوده ) و..  از بتن استفاده می گردد. در درس " سازه های بتن آرمه " با استفاده از اصول فراگرفته شده در تحلیل سازه ها، واکنش قطعات بتنی نظیر تیرها، ستونها، قابها و صفحات ساخته شده از بتن مسلح تحت تاثیر انواع مختلف بارگذاری و ترکیبات آنها مورد بررسی قرار گرفته، با توجه به خواص مکانیکی بتن و فولاد و آیین نامه های مختلف، ابعاد قطعه و میزان فولاد لازم در هر قسمت، معین و طراحی می گردد.

در نهایت، دانشجو از طریق انجام طرح، کلیه مرحله های بارگذاری، آنالیز، و طراحی یک سازه بتنی را به پایان رسانیده، گزارش کاملی از طی مراحل و نحوه محاسبات و نتیجه آنها ارایه می کند.

سازه های فولادی و پروژه : در این درسها، دانشجو ضمن آشنا شدن با انواع فولادهای ساختمانی، واکنش و مقاومت آنها، به چگونگی عملکرد اعضای مختلف یک سازه فولادی تحت اثر بارهای مختلف تسلط یافته، نحوه محاسبه قطعه های مختلف نظیر تیرها، ستونها، قابها، بادبندها و اتصالهای مختلف آنها را فرا می گیرد، همچنین برای طراحی و تعیین مشخصه ها و ابعاد این قطعه ها، حداقل با یک آیین نامه معتبر بین المللی و نیز با آیین نامه ساختمانهای فولادی ایران آشنایی کامل پیدا می کند.

در پایان درس نظری، دانشجو طرح کامل یک سازه فولادی را از ابتدا تا انتها به همراه گزارش مبسوط آن به عنوان پروژه ارائه می کند.

مکانیک خاک و پی سازی : بارهای وارد شده بر سازه ها از طریق پی یا فوندانسیون ( شالوده ) به خاک منتقل می شود. بدین جهت، شناخت چگونگی واکنش انواع خاکها و پی ها از ضروریات است. با این تعبیر، هدف از این دو درس، آشنایی دانشجو با مبانی و مفاهیم مقدماتی واکنش خاکها با تکیه بر خواص فیزیکی و مکانیکی آنها و با توجه به زمینه های کاربردی در مسایل مهندسی نظیر تنشها و مقاومت خاک و بررسی پایداری در خاکها و اصول و قانونهای حاکم بر آنها و همچنین شناسایی انواع پی ها، ظرفیت باربری و محاسبه آنهاست.

مکانیک سیالات، هیدرولیک و هیدرولوژی مهندسی : بررسی خواص فیزیکی سیالات و از جمله آب، قانونهای حاکم بر آنها در حالت سکون و حرکت، نیروهای وارده بر اجسام و ساختمانها، تاسیسات مختلف ناشی از وجود سیال، تجزیه و تحلیل و محاسبه جریان در مسیرهای تحت فشار و نیز بررسی حرکت و واکنش آب در شرایط و حالتهای مختلف در کانالهای با سطح آزاد و قانونهای هیدرولیکی حاکم بر آنها، از جمله هدفهای درسهای مکانیک سیالات و هیدرولیک است. همچنین در درس هیدرولوژی مهندسی، دانشجو با انواع بارندگیها، تبخیر و تعرق، نفوذ آب در خاک، آبهای سطحی، آبهای زیر زمینی و روشهای تخمین و مطالعه آنها آشنا می شود.

مهندسی آب و فاضلاب و پروژه : برای تامین آب مورد نیاز جوامع روستایی، شهری و مراکز صنعتی لازم است تا با انواع و میزان مصرف آب، چگونگی تامین آب، خطوط انتقال و نحوه محاسبه آنها، تصفیه خانه ها، مخزنهای ذخیره، شبکه  توزیع آب و محدودیتهای فنی مربوط، آشنایی کامل وجود داشته باشد، همچنین چگونگی جمع آوری، دفع و تصفیه فاضلابهای سطحی، خانگی و صنعتی و آشنایی با مجموعه تاسیسات مرتبط از مسایلی استکه یک مهندس عمران باید با آنها آشنایی داشته باشد. این موارد از جمله هدفهای درس " مهندسی آب و فاضلاب و پروژه " است که در نهایت به انجام یک پروژه برای محاسبه و طراحی کامل شبکه توزیع آب، جمع آوری و دفع فاضلاب و آبهای سطحی یک شهر یا شهرک منجر می شود.

بناهای آبی : در این درس، دانشجو با طراحی و محاسبه برخی از شیوه های انتقال  آب و سازه های آب نظیر : کانالهای خاکی  و پوشش دار، کانالهای تحت فشار، ایستگاههای پمپاژ، آبشارها یا شیب شکنها، زیر گذرها، حوضچه های آرامش و چگونگی آبگیری از سدها، دریاچه ها، کانالها و رودخانه ها و تاسیسات مربوطه آشنا می شود.

نقشه برداری و عملیات : کاردان با دوربین های مختلف نقشه برداری از طریق اندازه گیری مستقیم و موقعیت نقاط زمینی شناخت انواع و استاندارد نقشه و کاربرد آنها در مهندسی عمران، روشهای اندازه گیری طول، زاویه تعیین امتداد و ترازیابی و ... از نیازهای ضروری مهندسی عمران است که در درسهای یاد شده به عنوان یکی از درسهای جذاب بیان می گردد.

راه سازی، روسازی راه و مهندسی ترابری : از جمله تخصصهای مهم یک مهندس عمران، شناخت طرح و محاسبه زیرسازی و روسازی راههاست. بدین منظور درسهای یاد شده جهت فراگیری مطلبی نظیر : طراحی و اجرای راهها شامل : مسیریابی، عملیات خاکی، مشخصه ها و طرح هندسی راهها در مسیرهای افقی و قایم، مشخصه های فنی انواع مصالح راه و لایه های مختلف روسازی آن، همچنین روشهای طرح و اجرای روسازی های شنی و آسفالتی و نیز شبکه هاب حمل و نقل زمینی، دریایی و هوایی و برنامه ریزیها و مدیریتهای حمل و نقل ارائه می گردند.

در درس پروژه راه سازی که پس از درسهای راه سازی و مهندسی ترابری ارائه می شود، کاربرد اصول را ه سازی در طرح کامل یک راه، از ابتدا تا انتها به همراه رسم نقشه ها و محاسبه های مربوط مورد توجه قرار می گیرد .

ج ) سایر درسها

علاوه بر موارد یاد شده که اهم درسهای دانشگاهی در رشته مهندسی عمران – عمران می باشد، درسهای دیگری نظیر : " مصالح ساختمانی و آزمایشگاه "، " تکنولوژی بتن و آزمایشگاه "، " آزمایشگاه مکانیک خاک "، " آزمایشگاه هیدرولیک " و " آزمایشگاه مقاومت مصالح " ارایه می گردد که در درسهای آزمایشگاهی، دانشجو بعضی مطالب خوانده شده در درسهای نظری را در عمل آزمایشگاهی آزمایش می کند.

درسهای نظیر " راه آهن "  و " اصول مهندسی ترافیک " هم که از جمله درسهای مهم این دوره هستند در بسیاری از دانشگاههای معتبر به عنوان درسهای اجباری تدریس می شوند.

درسهای دیگری به عنوان درسهای اختیاری در دانشگاههای مختلف باعنوانهای متفاوت ارایه می گردند. از جمله مهمترین آنها می توان به درسهای : " بارگذاری "، " اصول مهندسی سد"، " طراحی و معماری " و " اصول مهندسی پل " اشارهکرد.

1-7) ادامه تحصیلات

ادامه تحصیلات در دوره بعد از کارشناسی را تحصیلات تکمیلی می نامند که شامل : کارشناسی ارشد ( فوق لیسانس یا دکترای حرفه ای ) و دکترای تخصصی است. در دوره کارشناسی ارشد ناپیوسته، دانشجو حدود 32 واحد آموزشی تخصصی را که به تناسب رشته، تعدادی از واحدهای آن را پایان نامه ( یا رساله ) تشکیل می دهد، می گذراند و معلومات خود را در یک زمینه خاص از رشته، گسترده تر از مقطع کارشناسی افزایش می دهد .

در دوره کارشناس تخصصی که پس از پایان تحصیلات در مقطع کارشناسی ارشد شروع می شود، بسته به رشته تحصیلی، حدود 45 واحد درس اختصاصی ارایه می گردد که اغلب در حدود نصف این تعداد واحد به پایان نامه دکتری اختصاص می یابد. دانشجو با تدوین این رساله، کار تحقیقاتی نسبتا" گسترده ای را در یک زمینه تخصصی خاص به انجام می رساند و سعی می کند در گسترش مرزهای دانش سهیم باشد.

1-8) گرایشهای مختلف کارشناسی ارشد و دکتری در رشته عمران

فارغ التحصیلان مقطع کارشناسی عمران- عمران، می تواند در مقطع کارشناسی ارشد در گرایشهای مختلف : سازه، سازه های هیدرولیکی، مهندسی زلزله، راه وترابری، مکانیک خاک و پی، مهندسی آب، سازه های دریایی، مهندسی مدیریت ساخت، مهندسی برنامه ریزی حمل و نقل، مهندسی نقشه برداری ( ژئودزی)، فتوگرامتری و مهندسی محیط زیست به تحصیل ادامه دهد و  در هر یک از گرایشهای یاد شده زیر شاخه های تخصصی تری وجود دارد که در مقطع دکترای تخصصی و به خصوص در ضمن انجام رساله دکتری به آن پرداخته می شود.

امکان ادامه تحصیل در تمام گرایشهای یاد شده درمقطع کارشناسی ارشد و در بعضی از زمینه های یاد شده در مقطع دکتری در داخل کشور وجود دارد، ولی ادامه تحصیل در پاره ای از گرایشهای دیگر، در حال حاضر فقط در خارج از کشور میسر است. 

1-9) تواناییهای فارغ التحصیلان مقاطع کارشناسی ارشد و دکتری

در دوره های تحصیلات تکمیلی ( کارشناسی ارشد و دکتری ) بیشتر به جنبه های نظری و پژوهشی پرداخته می شود. بدین جهت فارغ التحصیلان این دوره ها در هر یک از گرایشهای یاد شده، بیشتر تواناییهای علمی و محاسباتی و به طور کلی نظری خود را افزایش می دهد، اگر چه این افزایش توانایی، در کارهای اجرایی علمی نیز از نظر صحت اجرا می تواند نقش مهمی داشته باشد.

در مقطع دکتری دانشجو ضمن افزایش مراتب علمی خود، در یک زمینه تخصصی تر، قدرت و توان خود را برای انجام کارهای تحقیقاتی و توسعه مرزهای دانش و رفع معضلات علمی و اجرایی از طریق پژوهش بالا برده، تحقیقاتی را در یک مورد خاص، انجام می دهد.

1-10) جذب فارغ التحصیلان تحصیلات تکمیلی در محیط های کار

از آن جا که این فارغ التحصیلان علاوه بر توانایی های یک کارشناس عمران، از نظر علمی و نظری و پژوهشی در یک زمینه خاص، معلومات بیشتری دارند، بدین جهت کارایی بیشتری نیز دارند و از مطالب فراگرفته شده می توانند در زمینه های طراحی و محاسباتی دقیق و تخصصی تر و همچنین پژوهشی، استفاده نمایند. این گونه فارغ التحصیلان ضمن آنکه می توانند در تمام محل های جذب فارغ التحصیلان کارشناسی مشغول به کار گردند، مسئولیتهای بالاتر و سنگین تر علمی، پژوهشی و اجرایی را به عهده می گیرند. پس از پایان دوره دکترای تخصصی، امکان همکاری در دانشگاهها و سایر مراکز علمی و پژوهشی به عنوان عضو هیات علمی برایشان میسر می گردد.


آینده شغلی، بازارکار، درآمد: مراکز مختلفی به صورت مستقیم و غیرمستقیم در فعالیتهای عمرانی نقش دارند که هر یک به تناسب نوع فعالیت خود، اقدام به جذب فارغ‌التحصیلان این رشته می‌کنند. وزارت‌خانه‌های مسکن و شهرسازی، راه و ترابری، جهاد سازندگی و نیرو به صورت گسترده‌تر و سایر وزارت‌خانه‌ها، اداره‌ها، سازمانها، مراکز دولتی و خصوصی نظیر : وزارت‌خانه‌های آموزش و پرورش، کشاورزی، فرهنگ و آموزش عالی، بانکها و ... به صورت مستقیم برای کارهای عمرانی خود مثل طرح و محاسبه، اجرا و نظارت بر اجرا، نیاز به استخدام مهندسان عمران دارند. علاوه بر آن، شرکتهای مختلف مهندسان مشاور که در کشور به صورت گسترده وظیفه طراحی، محاسبه و نظارت بر اجرای پروژه‌های ساختمانی را بر عهده دارند؛ همچنین شرکتهای ساختمانی و راه‌سازی دولتی و خصوصی که در اجرای این طرحها فعالیت دارند، تعداد کثیری از فارغ‌التحصیلان رشته عمران را استخدام می‌کنند. «اصولا مهندس عمران شانس کاری زیادی دارد چون در طراحی و ساخت بسیاری از کارهای عمرانی مانند راهها، پل‌ها، سدها، سازه‌های دریایی برای سکوهای نفتی، آشیانه‌های هواپیما و خانه‌های مسکونی مقاوم در مقابل زلزله‌، مهندسین عمران حضوری فعال دارند. متخصصانی که یا در دفترهای مشاوره به طراحی پروژه‌های فوق می‌پردازند و یا مجری کارهای عمرانی مذکور بوده و به کیفیت اجرای آنها نظارت دارند.»«البته باید توجه داشت که هر دانشجوی مهندسی عمران نمی‌تواند فرصت‌های شغلی خوبی داشته باشد. بلکه باید در دوران تحصیل به دنبال پژوهش، تحقیق و یادگرفتن باشد نه این که تنها واحدهای دانشگاهی را پاس کند و یا حتی به فکر یک معدل خوب دانشگاهی باشد. چون شرکتهای عمرانی خصوصی و دولتی به دنبال یک نیروی کارآمد هستند نه یک شاگرد اول دانشگاه » توانایی‌های مورد نیاز و قابل توصیه : یک مهندس عمران باید بسیار اجتماعی و دارای توان ایجاد ارتباط با جمله سایرین باشد چون رشته مهندسی عمران یک رشته گروهی است. یعنی متخصص عمران در محیط کار خود با اقشار مختلف جامعه از جامعه کارگران، تکنسین‌ها و مهندسان رشته‌های دیگر سروکار دارد و باید با همه این افراد ارتباط خوبی برقرار کند تا بتواند شاهد پیشرفت و موفقیت کارش باشد. با توجه به کمیت و کیفیت درسهایی که در این رشته ارائه می‌گردد، داوطلب باید از توان و دانش برتر در زمینه‌های ریاضی و فیزیک برخوردار باشد. همچنین توان جسمی، قدرت تجزیه و تحلیل، قدرت تجسم و دقت کافی در بسیاری از مسایل را داشته باشد. «رشته مهندسی عمران دارای دو بعد اجرایی و نظری و آزمایشگاهی است. در این میان عده‌ای از مهندسین جذب کارهای اجرایی می‌شوند که در این صورت باید آمادگی کار در کارگاههای داخل و خارج شهر را داشته باشند یعنی برای برنامه‌ریزی و سروکار داشتن با اقشار مختلف مردم آماده باشند و عده‌ای نیز جذب بعد نظری و آزمایشگاهی مهندسی می‌شوند که این عده نیز باید آمادگی کارهای محاسباتی، دفتری و آزمایشگاهی را داشته باشند. کارهایی که به ریاضیات قوی و صبر و حوصله بسیار نیاز دارد.»

شایان ذکر است که بسیاری از کارها و طرحهای عمرانی در خارج از محیطهای شهری بوده و فعالیت نسبتا زیادی را می‌طلبد لذا داوطلب این رشته باید علاقمند به کارهای عمرانی بوده و توانایی کار در محیط های پرجمعیت را داشته باشد.

نکات تکمیلی : مهندسی عمران – نقشه‌برداری طرح و اجرای برنامه‌های عمران و مطالعات مربوط به زمین مستلزم وجود اطلاع دقیق مهندسی (مسطحاتی، ارتفاعی، چگونگی) به هنگام به صورت نقشه‌های گوناگون (ترسیمی، رقمی، تصویری) از منطقه مورد نظر است. مجموعه نقشه‌برداری پاسخگوی این نیازها به گونه‌ای هماهنگ با دیگر رشته‌های عمران است و هدفش تربیت افرادی است که آگاهی علمی کافی و مهارت فنی لازم را در زمینه نقشه‌برداری داشته باشند. داوطلبان ورود به این رشته باید در ریاضیات (هندسه، مثلثات) و فیزیک دوره دبیرستان قوی بوده علاقه‌مندی و آمادگی جسمی (برای کارهای صحرایی و ...) لازم را دارا باشند.

بعضی دروس تخصصی این رشته عبارتند از : راه سازی، تئوری خطاها، جغرافیای ایران، نقشه‌برداری، ژئودزی (جهت تعیین شکل زمین) فتوگرامتری زمینی و هوایی (عکسهای هوایی) کارتوگرافی، هیدروگرافی (نقشه‌برداری از بستر دریا)، پروژه و کارآموزی از جمله دروس این دوره است. بعضی تواناییهای فارغ‌التصیلان این رشته عبارتند از: مدیریت گروههای اجرایی در عملیات نقشه‌برداری، طرح و برنامه‌های سیستم نقشه، محاسبات و برنامه‌ریزی در زمینه‌های مختلف فنی نقشه‌برداری، تدریس و آموزش در دوره کاردانی (پس از طی دوره مربوط به تعلیم و تربیت).

سازمان نقشه‌برداری وزارت برنامه و بودجه، وزارت راه و ترابری،‌ وزارت نفت، سازمان آب، سازمان بنادر و کشتیرانی،‌ اداره جغرافیایی ارتش و سپاه و بخش خصوصی و ... از جمله محلهای جذب فارغ‌التحصیلان این رشته است.

نظر دانشجویان: این رشته از لحاظ آموزشی با نارسایی‌هایی نظیر کمبود استاد و لوازم کار مواجه است. زیربنای کلیه کارهای عمرانی نقشه برداری است و با توجه به لزوم انجام دادن کارهای عمرانی، فارغ‌التحصیلان آن سریعا جذب بازار کار می‌شوند. . داوطلبان باید به سختی کار در بیابان و کوهستان و شرایط سخت نقشه‌برداری توجه داشته باشند. مهندسی عمران – عمراناین رشته قبلا به مهندسی راه و ساختمان موسوم بوده و به منظور تربیت مهندسان طراح، محاسبه و اجرای پروژه‌های ساختمانی، صنعتی، راه‌سازی و تاسیسات آبی و نظارت بر حسن اجرای طرحهای عمرانی در زمینه‌های فوق و همچنین همکاری با مهندسان مشاور یا محاسبه در زمینه‌های یاد شده، به وجود آمده است. قسمت عمده دروس این رشته را مجموعه متنوعی از دروس نظری و پروژه‌های طراحی تشکیل می‌دهد و کنار آنها تعدادی دروس آزمایشگاهی و کارگاهی و نیز دو دوره کارآموزی در طی دو تابستان پیش‌بینی شده است. با توجه به سیاستهای عمرانی و سرمایه‌گذاریهای دولت برای ایجاد ساختمانها، راهها، پلها، سدها، نیروگاههای هسته‌ای و حرارتی، رفع نیازهای عمرانی در زمینه مسکن و تاسیسات آبی جهت تامین آب آشامیدنی شهرها و روستاها همچنین بازسازی مناطق جنگ‌زده اهمیت این رشته مشخص می‌شود. فارغ‌التحصیلان این رشته می‌توانند در وزارتخانه‌ها (نظیر وزارتخانه‌های راه‌ و ترابری مسکن و شهرسازی و نیرو) و شرکتهای دولتی و شرکتهای خصوصی و مهندسان مشاور به کارهای طراحی، محاسبه و اجرا بپردازند. در شرایط حاضر فارغ‌التحصیلان این رشته می‌توانند در دوره‌های مختلف کارشناسی ارشد سازه (آنالیز و طرح سازه‌ها)، خاک و پی (مطالعه مسائل مربوط به رفتار خاکها و محاسبات پی‌ها)، راه و ترابری (طرح راهها و شبکه ترابری)، سازه‌های آبی (طراحی سازه‌های هیدرولیکی و مسائل آبی دیگر در ارتباط با سدها) در داخل کشور ادامه تحصیل دهند.امکان ادامه تحصیل در دوره دکتری فقط در خارج از کشور وجود دارد. دارا بودن دانش قوی ریاضی و فیزیک و توانایی جسمانی از ضروریات این رشته است. حدود 10 درصد از دروس این دوره عملی است و از دروس تخصصی آن می‌توان طراحی سازه‌های فولاد و بتن، پی‌سازی، مکانیک خاک، مکانیک سیالات، هیدرولیک و تحلیل سازه‌ها را نام برد. مهندسی عمران – آب این دوره به منظور تربیت متخصصانی تدوین شده است که بتوانند در زمینه‌های شناخت منابع آب و کنترل و بهسازی کیفیت منابع آب اطلاعات لازم را به دست آورند تا بتوانند در مراحل مختلف طراحی، نظارت و مدیریت پروژه‌های آب کار کنند. با توجه به اینکه توسعه کشور در زمینه‌های کشاورزی، صنعتی، عمران و ... بستگی به میزان آب قابل استفاده دارد می‌توان صنعت آب را در ایران در زمره صنایع مادر به حساب آورد. داوطلبان ورود به این دوره باید در دروس ریاضی، فیزیک و شیمی دبیرستان قوی بوده، علاقه‌مندی و استعداد لازم (خصوصا در زمینه طراحی ) را داشته باشند. دروس این دوره به صورت عمومی، پایه، اصلی، تخصصی، انتخابی و کارآموزی (کارآموزی صحرایی پروژه تخصصی و کارآموزی تخصصی) است. بعضی دروس اصلی و تخصصی این رشته عبارتند از : مکانیک خاک، هواشناسی، هیدرولیک، آبهای زیرزمینی، سدهای کوتاه، پی‌سازی و ... فارغ‌التحصیلان این دوره تواناییهای لازم را در زمینه‌های مربوط به کارشناسی مطالعه منابع آب، تاسیسات آبی و سازه‌های هیدرولیکی، کارشناسی آب و فاضلاب و نظارت بر حسن اجرای طرحهای آبی را خواهند داشت. امکان ادامه تحصیل در این رشته تا حد کارشناسی ارشد در داخل و تا سطوح بالاتر در خارج از کشور وجود دارد. سازمان آب، وزارت جهاد کشاورزی،‌ وزارت نیرو و بخش خصوصی و ... از جمله مراکز جذب فارغ‌التحصیلان این دوره است.

نظر دانشجویان : یکی از امتیازات این گرایش آن است که علاوه بر محاسبات سازه‌ای، وارد محاسبات هیدرولوژی و هیدرولیک نیز شده و بر وسعت کار می‌افزاید.

وضعیت نیاز کشور به این رشته در حال حاضر : وقتی کسی صحبت از سازندگی می‌کند اولین چیزی که به ذهن هر کس می‌رسد پل، سد، کارخانه و کارگاه است که ساخت بنای همه اینها بر عهده مهندسین عمران است و به همین دلیل فرصت‌های شغلی این رشته در همه جای دنیا بسیار زیاد است در کشور ما نیز که فعالیت‌های عمرانی 30 تا 40 درصد کل بودجه کشور را به خود اختصاص می‌دهد، بازار کار یک مهندس عمران از مهندسین رشته‌های دیگر بیشتر است. بویژه این که کشور ما بعد از انقلاب در زمینه مهندسی عمران رشد زیادی داشته است.» با توجه به روند رو به رشد ساخت و ساز بناهای شهری در ایران و احتیاج به مسکن و ساختمان به نظر می‌رسد بازار کار این رشته همچنان پویا و پرتحرک باشد. پیش‌بینی وضعیت آینده رشته در ایران : «چندسال پیش که برای مترو کارشناسان ژاپنی آمده بودند، یکی از آنها گفته بود تهران ده بزرگی است چرا که خیلی از سیستم‌های شهری را ندارد. این نشان می‌دهد که برای پیشرفت و توسعه، ما به کارهای زیربنایی مثل راه، مترو و تاسیسات شهری بسیار نیازمندیم. برای مثال امکان ندارد که کشوری پیشرفت کند اما سیستم ترابری و حمل و نقل آن به طور کامل درست نشده باشد؛ کاری که بخش اصلی آن بر عهده مهندسین عمران است.».



تاريخ : پنجشنبه سوم شهریور 1390 | 14:6 | نویسنده : سید حسن نجات (موسوی) |

اسامی شهدای کربلا

 

1.       امام حسین (ع                                        ( علی بن حسین(ع) على اکبر

 

2.       عبدالله بن حسین (ع )على اصغر         قاسم بن حسن (ع )بن علی(ع)

 

3.       عبداللّه بن حسن (ع) بن علی(ع)               ابوبکر بن حسن (ع(بن علی

 

4.       محمّد بن علی بن ابی طالب(ع)       ابوبکر بن على بن ابی طالب(ع)

 

5.       عبداللّه بن على بن ابی طالب(ع)    جعفر بن على بن ابى طالب (ع)

 

6.       عثمان بن على بن ابی طالب (ع)     عباس بن علی بن ابی طالب(ع)

 

7.       مسلم بن عقیل (ع)                        عبداللّه بن مسلم بن عقیل

 

8.       محمد بن مسلم بن عقیل                  جعفر بن عقیل بن ابى طالب) ع)

 

9.       عبدالرحمن بن مسلم بن عقیل                    عبداللّه بن عقیل

 

10.   محمّد بن ابى سعید بن عقیل                      عبداللّه اکبر بن عقیل

 

11.   سعید بن عبداللّه حنفى                         سیف بن مالک

 

12.   سعید غلام عمر بن خالد                        سیف بن حارث جابرى

 

13.   شوذب غلام شاکر                           شبیب بن عبداللّه نهشلى

 

14.   ضرْغامة بن مالک تغلبى                       عمرو بن قَرَضة بن کعب انصارى

 

15.   عمر بن کعب انصارى                      عبداللّه بن عمیر کلبى

 

16.   عبدالرحمن بن عروه غفارى                   عَمْرو بن ضبیعه

 

17.   عبدالله بن زیدبن ثبیت قیسی                عبیداللّه بن زیدبن ثبیت قیسى

 

18.   عامر بن مسلم عبدى                        عماربن حسان بن شریح طانی

 

19.   عون (الاصغر) بن عبداللّه بن جعفر        محمّد بن عبداللّه بن جعفر

 

20.   عُبیدَالله بن عبداللّه بن جعفر طَیّار         انس بن کاهل اسدی

 

21.   بشیر بن عمروخضرمی                   جون غلام ابوذر غفاری

 

22.   جویر بن مالک ضبعی                           جندب بن حُجَیْر خولانی

 

23.   جَبَلَةِ بْنِ على خولانى                       حرّ بن یزید ریاحى

 

24.   حبیب بن مظاهر اسدى                     حجّاج بن مسروق جعفى

 

25.   حجاج بن یزیدسعدی                         هیان بن حارث سلمانی ازدی

 

26.   حنظلة بن اسعد شِبامى                      زُهَیْر بن قَیْن بَجَلىّ

 

27.   زیدبن ثبیت قیسی                           زُهَیر بن بِشْر خَثْعَمىّ

 

28.   زاهِرغلام عمرو بن حمق خزاعی                  زید بن مَعْقِل جعفی

 

29.   عماربن خالد صیداوی              عبدالرحمن بن عبداللّه بن کدن اَرْحَبى

 

30.   عابس بن اءبى شُبیب شاکرى                 عَمْرُو بْنُ عَبْدِ اللّهِ صائدی

 

31.   قیس بن مسهّر صیداوى                             قاسط بن زهیر تغلبى

 

32.   قاسم بن حبیب ازدى                        کرش بن زهیر تغلبى

 

33.   کنانة بن عتیق تغلبى                 منجح بن سهم غلام امام حسین (ع(

 

34.   مسلم بن عوسجه اسدى                       غفارى    مسعود بن حجّاج تیمى

 

35.   مجمع بن عبداللّه عائذى                   مالک بن عبدالله     جابری

 

36.   نُعیم بن عِجلانانصاری                     نافع بن هلال یجََلى مرادی



تاريخ : سه شنبه یکم شهریور 1390 | 10:47 | نویسنده : سید حسن نجات (موسوی) |

امیرالمومنین علی (علیه السلام) از نگاه بزرگان ادیان

 جبران خلیل جبران
که از علمای بزرگ مسیحیت، مرد هنر و صاحب ذوق بدیعی است لب به ستایش علی گشوده و چنین می گوید:" به عقیده من علی بن ابیطالب ( پس از پیامبر) نخستین مرد از قوم عرب است که وجودش، همه فضائل کامل بودن را در قوم خویش دمید و آهنگ آن را به گوش مردمی رسانید که پیش از آن مانند آن را نشنیده بودند و در بین تاریکی های جاهلیت از روش روشن او متحیر ماندند؛ پس کسی که طریق علی را پسندید به فطرت سلیم بازگشت و آن که از باب خصومت وارد شد جاهیلت را ترجیح داد."جبران معتقد بود که:" دو طایفه شیفته روش علی بودند یکی خردمندان پاکدل و دیگری نیکو سرشتان با ذوق، علی بن ابیطالب شهید عظمت خویش گشت او از دنیا رفت در حالی که نماز بر زبانش جاری و دلش از شوق خدا لبریز بود. مردم عرب، حقیقت مقام او را درک نکردند تا گروهی از مردم کشور همسایه آنها( ایران) برخاسته، این گوهر گرانبها را از سنگ تشخیص داده و او را شناختند."
جبران اضافه می کند که:" علی (ع) مانند پیغمبران درگذشت، مقام و شأن او در بصیرت و بینایی چون پیغمبران، مختص شهر، بلد، قوم، زمان و مکان نبوده و شخصیتی بین المللی داشت."
جبران همیشه نام علی (ع) را در مجالس خاص و عام به زبان می آورد، تعظیم می کرد و می گفت علی از جهان رفت درحالی که هنوز رسالتش را به کمال، تبلیغ نکرده بود.

شبلی شمیل
دانشمندی است که در سال 1335 هجری درگذشت، وی شاگرد برجسته مکتب داروین بود و نخستین کسی است که نظریه" قوه" را در شرق منتشر کرد سپس برخلاف مکتب استاد خود که فردی الهی بود، به انکار مقدسات و جهان ماوراء طبیعت برخاست وتا لحظه مرگ از مکتب مادیگری پیروی نمود.وی با اصراری که در انکار توحید داشت، در برابر شخصیت علی ( ع) سرتعظیم فرود آورده و در مورد او چنین می گوید:" امام و پیشوای انسان ها علی بن ابیطالب بزرگ بزرگان و یگانه نسخه ای است که با اصل خود «پیامبر( ص)» مطابق است هرگز اهل شرق و غرب، سخنرانی نظیر او در گذشته و حال ندیده است."

 میخائیل نعیمه
که از دانشمندان مسیحی است در مقدمه ای که بر کتاب " صوت العدالة الانسانیة" نوشته درباره حضرت علی (ع) چنین می گوید:" پهلوانی امام( ع) تنها در میدان جنگ نبود بلکه او در روشن بینی، پاکدلی، بلاغت، سحر بیان، اخلاق فاضله، شور ایمان، بلندی همت، یاری ستمدیدگان و ناامیدان، متابعت حق و راستی و بالجمله در همه صفات پهلوان بود. اگر چه مدت زیادی از حضور او گذشته، اما هر گاه بخواهیم بنیاد زندگی نیکو و سعادتمندی را بگذاریم باید به روش او رجوع کرده و دستور و نقشه را از او بگیریم."- " جرج جرداق"مسیحی، نویسنده معروف لبنانی در کتاب " صوت العدالة الانسانیة " درباره علی ( ع) چنین می نویسد: ای دنیا چه می شد اگر همه نیروهایت را در هم می فشردی و دوباره شخصیتی مانند علی با آن عقل، قلب ، زبان و شمشیر نمودار می کردی؟"

 کارلایل
فیلسوف انگلیسی، هر گاه به نام علی (ع) می رسید بزرگی علی چنان او را به وجد می آورد و نیروی عظمت آن حضرت چنان تحریکش می کرد که از بحث علمی بیرون می شد و بی اختیار شروع به مدیحه سرایی او می کرد، او درباره علی چنین می گوید: " ما نمی توانیم علی را دوست نداشته باشیم و به وی عشق نورزیم زیرا هر چه خوبی هست که ما آن را دوست داریم همه در علی جمع است. او جوانمرد شریف و بزرگواری بود که دلش سرشار از مهر و عطوفت و دلیری بود، از بشر شجاع تر، اما شجاعتش آمیخته با مهر و عطوفت و لطف و احسان بود.پیش از رحلت خود درباره قاتلش از او نظر خواستند، فرمود: اگر زنده ماندم خود می دانم چه کنم و اگر درگذشتم اختیار با شماست، اگر می خواهید او را قصاص کنید یک ضربت بیشتر به او نزنید و اگر عفو کنید به تقوا نزدیک تر است."

 لامنس
یک کشیش بلژیکی است که در زبان عربی و تاریخ عرب مهارت داشت. او درباره علی (ع) می گوید:" برای عظمت علی این بس که تمام اخبار و تواریخ علمی اسلامی از او سرچشمه می گیرد. او حافظه و قوه شگفت انگیزی داشت. علمای اسلام از مخالف و موافق، از دوست و دشمن مفتخرند که گفتار خود را به علی مستند دارند چرا که گفتار او حجیت قطعی داشت، او باب مدینه علم بود و با روح کلی پیوستگی تام داشت.

 مادام دیالافوا
در مقام تعریف حضرت علی (ع) چنین می نویسد:" احترام علی (ع) در نزد شیعه به منتها درجه است و حقاً هم باید این طور باشد زیرا این مرد بزرگ علاوه بر جنگ ها و فداکاری هایی که برای پیشرفت اسلام کرد، در دانش، فضائل ، عدالت و صفات نیک بی نظیر بود و نسلی پاک و مقدس نیزاز خود باقی گذارد. فرزندانش نیز از او پیروی کردند و برای پیشرفت مذهب اسلام مظلومانه تن به شهادت دادند. علی(ع) کسی است که در قضاوت به منتها درجه عدالت رفتار می کرد و در اجرای قوانین الهی اصرار و پافشاری داشت. علی کسی است که اعمال و رفتارش نسبت به مسلمانان منصفانه بود، او کسی است که تهدید و نویدش قطعی بود. "
مادام دیالافوا
در ادامه این بحث می گوید:" چشمان من گریه کنید، اشک های خود را با آه و ناله من مخلوط نمایید و برای اولاد پیامبر که مظلومانه شهید شدند، عزاداری کنید."- " پطروشفسکی" استاد دانشگاه لنینگراد می گوید:" علی (ع) تا سرحد شور و عشق پای بند دین، صادق و راستگو بود... و مقام صفات اولیاءالله در وجودش جمع بود."

 میخائیل نعیمه، نویسنده صاحب نظر و متفکر انسانی مسیحی عرب:
" هیچ مورخ و نویسنده ای هر اندازه هم که از نبوغ و رادمردی ممتاز برخوردار بوده باشد، نمی تواند قیافه کاملی از انسان بزرگی مانند علی(ع) در مجموعه ای که حتی دارای هزار صفحه باشد، ترسیم نماید و دورانی پر از رویدادهای بزرگ مانند دوران او را توضیح بدهد. تفکرات و اندیشه های آن مرد عرب و گفتار و کرداری را که میان خود و پروردگارش انجام داده است، نه گوشی شنیده و نه چشمی دیده است. تفکرات ، ایده ها و گفتار و کردار او خیلی بیش از آن بوده است که با دست و زبان و قلم وی بروز کرده و در تاریخ ثبت شده است.
- خلیفه دوم می گوید:" تعجب من از این که علی بن ابیطالب برتمام مسائل علمی، قضائی و فقهی احاطه دارد ، نیست ، بلکه تعجب من ازاین است که اوهرگونه سؤال مشکلی را درهرموردی که باشد بلافاصله وفوری وبدون اندیشه وتامل جواب می دهد.
- عبدالفتاح عبدالمقصود، ( نویسنده و دانشمند مشهور مصری) می نویسد:
" پس از محمد (ص) کسی را ندیده ام که شایسته باشد پس از او قرار گیرد، یا بتواند در ردیفش بیاید، جز پدر فرزندان پاک و برگزیده پیغمبر( علی بن ابی طالب) و من در این سخن به طرفداری تشیع وارد نشده ام، بلکه این رایی است که حقایق تاریخ به آن گویاست. او، برترین مردی است که مادر روزگار تا پایان عمر خود چون او نزاید، و اوست که هرگاه هدایت طلبان به جستجوی اخبار و گفتارش برآیند، از هر خبری برای آنان شعاعی می درخشد، آری او مجسمه ای از کمال است که در قالب بشریت ریخته شده است.
- جبران خلیل جبران ( نویسنده معروف مسیحی) می نویسد:" علی از جهان درگذشت، در حالیکه شهید عظمت خود شد. در حالی که نماز میان دو لبش بود و دلش از شوق پروردگار لبریز بود. عرب حقیقت مقام و قدر علی را نشناخت، تا از میان همسایگان پارسی آنان، مردمی به پا خاستند و بین گوهر و سنگ ریزه را فرق گذاشتند.
- بارون کاردایفو ( دانشمند فرانسوی) می نویسد:
" علی مولود حوادث نبود، بلکه حوادث را او به وجود آورده بود، اعمال او مخلوق فکر وعاطفه و مخیله خود اوست، پهلوانی بود که درعین دلیری ، دلسوز و رقیق القلب، و شهسواری بود که در هنگام رزم آرایی، زاهد از دنیا گذشته بود. به مال و منصب دنیا اعتنایی نداشت و در حقیقت ، جان خود را فدا نمود. روحی بسیار عمیق داشت که ریشه آن ناپیدا بود و در هر جا خوف الهی آن را فرا گرفته بود.
در حقیقت باید گفت، سخن گفتن درباره علی (ع) ، ابرمرد جهان اسلام و انسانیت ، کاری است بس دشوار و سنگین که هر کس را توان قلم رسایی و سخن گفتن درباره آن نیست. علی(ع) وجودی است چند بعدی و جامع اضداد؛ شجاع است و پرصلابت ، سخنوری است بلیغ و فصیح. در محراب عبادت ، عابدی است، گریان و لرزان و زاهدی است خدا ترس. حاکمی است مدیر، سیاستمداری است مدبر و بخشنده ، ایثارگری است توانا، رهبری است قاطع ، پیوسته با حق است و حق با او، در اجرای حق پر صلابت و سخت گیر، خصم ظالمان است و یاور مظلومان. او امیرمؤمنان است و سرور عارفان و در عین حال پناهگاه یتیمان و بی سرپرستان و ستم دیدگان، دلی دارد جوشان از عواطف انسانی و ترحم به زیردستان، در عین قدرت و سخاوت ، ژنده پوشی است کارگر و کشاورز، حکیمی است بصیر و داوری است دادگر و بی گذشت . به راستی که شناخت گوشه ای از این دریای ناپیدا و اسوه فضیلت و تقوا و دانش ، برای کسی امکان ندارد، مگر خدایی که خالق اوست و پیغمبری که مربی و معلم اوست و اولاد طاهرینش (ع) که پرورش یافتگان مکتب اویند.
امام علی(ع) ، بنده راستین حق بود که حجاب های نور را در نوردیده و به محبوب خویش پیوسته بود . علی(ع) همان شخصی است که پا بر شانه پیامبر گذاشت و بت های جاهلیت را شکست، او همان شیرمردی است که در لیلة المبیت در بستر پیامبر خوابید و نقشه شوم کفار را نقش برآب کرد، او که گنجینه اسرار خدایی است، خود را با فرودست ترین انسان ها یکسان می بیند، با آن ها هم سفره می شود و در کنار تنورشان می نشیند، آتش را به جان می خرد تا برای کودکان یتیم که گمان می کنند علی از یادشان غافل مانده است، نانی تهیه کند، شب هنگام تنها و بی یاور، انبان آذوقه و آرد را بر شانه می گذارد و به صورت ناشناس خانه به خانه درها را به صدا در می آورد تا فقیران با شکم گرسنه سر بر بالین نگذارند.
علی (ع) اگر رنگ خدا نمی داشت و مردی الهی نبود، فراموش شده بود. علی (ع) نه تنها با کشته شدنش نمرد، بلکه زنده و زنده تر شد.

 



تاريخ : سه شنبه یکم شهریور 1390 | 10:39 | نویسنده : سید حسن نجات (موسوی) |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.